بازخوانی شخصیت یزید بن‏ حصین

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه باقرالعلوم قم

2 استادیار گروه معارف دانشگاه آیت الله بروجردی

3 دانشجوی کارشناسی ارشد ادیان غیر ابراهیمی دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

در تاریخ تشیع نام برخی از افراد در شمار شیعیان و اصحاب ائمه ضبط شده است؛ اما وقتی ادله و منابعی که این قبیل اسامی را ضبط کرده‌اند، بررسی می‌شوند، خلاف آن مدعا ثابت می‌شود. در بسیاری از کتاب‌ها نام یزید بن‌حصین به عنوان یکی از شیعیان امام حسین(ع) و به عنوان شهید کربلا ضبط شده است، حال آنکه وقتی مستنداتی که برای اثبات شهادت یزید اقامه شده است، نقد و ریشه‌یابی‌تاریخی می‌شوند، نه تنها نمی‌توان نام وی را در شمار شهدای نینوا دانست، بلکه به تصریح تاریخ کهن و معتبر، یزید یکی از دشمنان امام حسین(ع) بود که بعد از عاشورا و در قیام توابین سلیمان بن‌صرد را به شهادت رساند و زمان عمر بن‌عبدالعزیز خلیفه اموی را درک کرد؛ از همین روی لازم است برای شناخت شیعیان واقعی، طبق اصول و قواعد پژوهشی در تاریخ، منابع و مستندات بازکاوی شوند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Historicism of Identity of Yazīd b. al-Ḥuṣayn

نویسندگان [English]

  • ebrahim salehi haji abadi 1
  • reza ramazani 2
  • mohammad ali salehi haji abadi 3
1 Doctorate student of “History of Islam”, Baqir al-Olum University of Qom
2 Assistant professor of Education department, Ayatollah Borujerdi University
3 M.A. student of “Non-Abrahamic Religions”, University of Religions and Denominations
چکیده [English]

In history of Shiism, name of some people has been recorded among Shias and companions of Imams; but when the reasons and the sources that have recorded such names are examined, the opposite of that claim is proven. In many of books, the name of Yazīd b. al-Ḥuṣayn has been recorded as one of Shias of Imam al-Ḥusayn (pbuh) and as a martyr of Karbala, whereas when the documents that have been adduced for proving the martyrdom of Yazīd are critiqued and their historical roots are found, not only cannot his name be considered among the martyrs of Karbala, but also according to the affirmation of old and valid history, Yazīd was one of enemies of Imam al-Ḥusayn (pbuh) who martyred Sulaymān b. Ṣurad after ʿĀshūrā and in Tawwābūn uprising and was alive in the time of ʿUmar b. ʿAbd al-ʿAzīz, the Umawī caliph; thus, to recognize real Shias, it is necessary for sources and documents to be explored according to principles and research rules in history

کلیدواژه‌ها [English]

  • martyrs of Karbala
  • Yazīd ibn Ḥuṣayn
  • Martyrdom
  • the critique and evaluation of reasons

مقدمه

شناخت هویت شهدای کربلا و تشخیص شهدا از غیر شهدا امری لازم و ضروری است. در بسیاری از کتاب‌ها نام یزید بن‌حصین به عنوان شهید کربلا ضبط شده است. قائلان به این مطلب برای اثبات مدعای خود سه دلیل اقامه کرده‌اند؛ اما با توجه به اصول و قواعد پژوهش در تاریخ، هر سه دلیلی که برای شهادت یزید بیان شده مخدوش است و قابل اعتماد نیست. افزون بر آنکه در کتاب‌های کهن تاریخی تصریح شده است یزید بن‌حصین چند سال بعد از عاشورا در قید حیات بود و به جنگ توابین رفت. یزید عمری طولانی داشت و در سال ۱۰۳ هجری قمری از دنیا رفت؛ از همین روی نمی‌توان نام وی را در شمار شهدای کربلا ضبط کرد.

مستندات شهادت یزید

بیان و نقد دلیل اول: طلب آب

یزید از اصحاب امام حسین(ع) بود (طوسی، ۱۳۸۱: 103؛ تفرشی، ۱۴۱۸: ۵/ ۸۹) که با اذن امام نزد ابن‌سعد رفت تا دلیل بستن آب به روی خیمه‌های حرم را جویا شود (قمی، ۱۴۰۵: 217 و 218؛ موسوعة کلمات الإمام الحسین، ۱۴۱۵: 426؛ سنگری، ۱۳۸۸: ۱/ 661).

برخی چون فتال نیشابوری (508ق)، ابن‌‌طلحه شافعی (652ق)، ابن‌‌ابی‌الفتح (693ق) و ابن‌‌صباغ (855ق) مطلب را این‌گونه نقل کرده‌اند: «یزید بن‌حصین بعد از کسب اجازه از امام نزد ابن‌سعد رفت. وی بدون سلام بر او وارد شد و گفت: چرا حسین(ع) را از آب منع کرده‌ای، در حالی که حیواناتی چون خنازیر و سگ‌ها از آب استفاده می‌کنند...» (فتال نیشابوری، بی‌تا: 185؛ شافعی، بی‌تا/ 401؛ اربلی، ۱۳۸۱: ۲/ 46 و 47؛ ابن‌صباغ، ۱۴۲۲: ۲/ 821، به اختصار بیان کرده است).

با توجه به منابع بالا یزید بن‌حصین جزو اصحاب امام حسین(ع) بود و در کربلا حضور داشت و برای طلب آب نزد ابن‌سعد رفت؛ اما ظاهراً نمی‌توان به این مدعا اعتماد کرد. زیرا اولاً در این کتاب‌ها سخن از شهادت یزید نیست و بر فرضِ قبول این گزارش، تنها می‌توان نام وی را در شمار اصحاب سیدالشهداء(ع) ضبط کرد نه بیشتر.

 ثانیاً نویسندگان بالا تصریح کرده‌اند: یزید بن‌حصین برای طلب آب نزد ابن‌‌سعد رفت. در مقابل، دسته‌ای دیگر که متقدم از این نویسندگان‌اند همانند ابن‌‌اعثم (314ق)، شیخ صدوق (381ق) و خوارزمی (568ق) تصریح کرده‌اند: کسی که برای اعتراض به اینکه چرا آب را بر امام حسین(ع) بسته‌اید، نزد ابن‌سعد رفت، بریر بود، نه یزید بن‌حصین (ابن‌اعثم، ۱۴۱۱: ۵/ 96. صدوق، ۱۴۱۷: 222؛ خوارزمی، ۱۴۱۸: ۱/ 351؛ ر.ک: صالحی حاجی‌آبادی، ۱۳۹۷: ۱۸۵).

طبیعتاً در چنین موارد متفاوت، آن گزارشی که به زمان حادثه نزدیک‌تر است -البته با در نظر گرفتن دیگر قواعد پژوهشی- (ر.ک: صالحی حاجی‌آبادی، ۱۳۸۷: 51-81.) ترجیح دارد؛ بنابراین گزارش ابن‌‌اعثم و شیخ صدوق بر گزارش فتال در قرن ششم ارجح است؛ هرچند این گزارش ابن‌‌اعثم و دیگران نیز قابل تردید است؛ زیرا بزرگان دیگری چون ابومخنف (157ق)، طبری (310ق)، شیخ مفید (413ق)، طبرسی (548ق) ابن‌‌نما (645ق)، ابن‌‌حاتم (664ق) و ابن‌‌کثیر (774ق) این مطلب را از زبان حر بن‌یزید نقل کرده‌اند (ر.ک: ابومخنف، ۱۳۶۴: 122؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 326؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲/ 101؛ ابن‌حاتم، بی‌تا: 554؛ ابن‌نما، ۱۳۶۹: 44؛ ابن‌کثیر، ۱۴۰۸: ۸/ 195؛ طبرسی، بی‌تا: 243).

بیان و نقد دلیل دوم: شوخی در شب عاشورا

دومین دلیلی که برای اثبات شهادت یزید بن‌حصین به آن استناد کرده‌اند: شوخی‌کردن او در کربلا است. وقتی جنگ قطعی شد، حبیب‌ بن‌مظاهر در حالی که می‏خندید، نزد اصحاب امام رفت. در این هنگام یزید‌ بن‌حصین به حبیب اعتراض کرد و گفت: اکنون چه زمان خندیدن است؟ حبیب پاسخ داد: کدام جایگاه از این به شادمانی شایسته‏تر است؟ به خدا سوگند طولی نمی‏کشد این ستمکاران با شمشیرهایشان ما را کشته، آن‌گاه حورالعین را در آغوش می‏گیریم (مجلسی، ۱۳۹۸: ۴۵/ 93؛ مامقانی، ۱۳۵۲: ۱/ 252، جزء دوم؛ خوئی، ۱۹۷۳: ۴/ 229؛
 اردبیلی، بی‌تا: ۱/ 178؛ آقاتهرانی، ۱۳۸۶: 168؛ بهشتی، ۱۳۸۷: 60).

اما این مدعا مخدوش است؛ زیرا این مطلب برای اولین بار در رجال کشی آن هم به گونه‌ای دیگر نقل شده است. شیخ طوسی (460ق) این‌گونه گزارش کرده است: «شب عاشورا حبیب‌ بن‌مظاهر اسدی شوخی کرد. یزید بن‌خضیر همدانی که به او سیدالقراء می‌گفتند، اعتراض کرد و گفت: ای برادر! اینجا جای شوخی‌کردن نیست؛ حبیب پاسخ داد: چه موضعی بهتر از اینجا برای شوخی‌کردن...». سپس شیخ طوسی گوید: کشی این مطلب را از کتاب مفاخر کوفه و بصره استخراج کرده است (طوسی، ۱۴۰۴: ۱/ 293).

همان‌گونه که گذشت در رجال کشی، نام یزید بن‌حصین ضبط نشده است، بلکه شیخ طوسی با استناد به قول کشی، به نقل از کتاب مفاخر الکوفه و البصره مطلب بالا را برای یزید بن‌خضیر همدانی گزارش کرده، نه برای یزید بن‌حصین همدانی. نکته قابل تأمل دیگر این است که در کتاب‌های کهن، بریر بن‌خضیر به عنوان سیدالقراء شهرت یافته است، نه یزید بن‌خضیر (ر.ک: ابومخنف، ۱۳۶۴: 128 و 129؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 328 و 329؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴/66 و 67).

نکته‌ی قابل تامل اینکه مرحوم مجلسی ضمن بیان همان مطلب رجال کشی، به جای نام یزید بن‌خضیر، نام یزید بن‌حصین را ضبط کرده است (مجلسی، ۱۳۹۸: ۴۵/ 93) و به احتمال قوی نویسندگان معاصر بدون مراجعه به رجال کشی، با استناد به بحار الانوار مطلب یادشده را مستقیماً به کشی نسبت داده‌اند، حال آنکه نوع ضبط در رجال کشی متفاوت است.

مطلب دیگر اینکه هرچند شیخ طوسی این مطلب را از کتاب مفاخر کوفه نقل کرده، این روایت همان‌گونه که آیت‌الله خوئی نیز بیان کرده است، اعتباری ندارد (خوئی، ۱۹۷۳: ۴/ 229). افزون بر این، بزرگانی همانند ابومخنف (157ق)، طبری (310ق) و ابن‌‌اثیر (630ق) گزارش شوخی در شب عاشورا را برای بریر بن‌خضیر همدانی و عبدالرحمن‌ بن‌عبدربه ذکر کرده‌اند، نه برای افراد دیگری (ابومخنف، ۱۳۶۴: 115؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 321؛ ابن‌نما، ۱۳۶۹: 39؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴/ 60).

محقق تستری نیز ضمن بیان مزاح یزید بن‌حصین با حبیب تصریح دارد: در اصل رجال کشی نام بریر بن‌خضیر ضبط شده و نسخه‌ محرف در اختیار شیخ طوسی بوده است (تستری، ۱۴۲۸: ۲/ 293). با توجه به آنچه بیان شد، به دست آمد که این دلیل نیز مخدوش و فاقد اعتبار است.

بیان و نقد دلیل سوم: زیارت ناحیه

سومین دلیل برای اثبات شهادت یزید بن‌حصین، سلامی است که در زیارت ناحیه به او داده شده است. برخی با این استدلال که چون امام زمان(عج) در زیارت ناحیه به وی سلام داده (مامقانی، ۱۳۵۲: ۳/ 325، جزء دوم؛ مامقانی، ۱۳۶۰: 176؛ سنگری، ۱۳۸۸: ۱/ 662) او را یکی از شهدای کربلا برشمرده‌اند (خوئی، ۱۹۷۳: ۲۰/ 110؛ نمازی، ۱۴۱۵: ۸/250؛ طائی، ۱۴۳۱: 225؛ دشتی، ۱۳۷۹: ۶/ 584؛ نگاهی نو به جریان عاشورا، ۱۳۸۸: 484؛ شمس‌الدین، ۱۴۲۹: 129).

اما این دلیل همانند دو دلیل قبل مخدوش است؛ زیرا در نقل مشهدی از زیارت ناحیه، بر «زید بن‌حصین همدانی» (مشهدی، ۱۴۱۹: 493) و در نقل ابن‌طاووس بر «یزید بن‌حصین همدانی» سلام فرستاده شده است (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ 77). در اینجا باید پرسید کدام نقل صحیح و ارجح است؟ نام وی یزید است یا زید؟ و بر فرض ترجیح‌دادن متن ابن‌طاووس، آیا می‌توان با استناد به این گزارش، شهادت یزید را به اثبات رساند؟ برای اثبات یا رد این مدعا باید زیارت ناحیه را از جهت سند، کاربرد لفظ ناحیه و محتوا بررسی کرد.

جهت اول: اعتبار سندی و کاربرد لفظ ناحیه

سند این زیارت چنین است: ابوعبدالله محمد بن‌احمد بن‌عیاش از شیخ صالح ابومیسور بن‌عبدالمنعم‌ بن‌النعمان المعادی (در نقل ابن‌طاووس نامش «ابومنصور بن‌عبدالمنعم‌ بن‌نعمان بغدادی» ضبط شده است: ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۳) گوید: در سال ۲۵۲ به دست شیخ محمد بن‌غالب اصفهانی این زیارت از ناحیه برای من خارج شد (مشهدی، ۱۴۱۹: 486؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ 73). محمد بن‌احمد، ابومنصور بن‌عبدالمنعم و محمد بن‌غالب اصفهانی که در سند این زیارت‌اند همگی مجهول‌اند (نمازی، ۱۴۱۵: ۶/ ۴۳۳ و۷/ ۲۷۹)؛ پس سند این زیارت بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد است (ر.ک: خوئی، ۱۹۷۳: ۴/ 33 و ۸/ 32 و74؛ شمس‌الدین، ۱۴۲۹: 205-209؛ طائی، ۱۴۳۱: 329- 337).

همچنین مشهدی (۶۱۰ق) و ابن‌طاووس (۶۶۴ق) در سند بالا تصریح کرده‌اند: «این زیارت در سال ۲۵۲قمری از ناحیه خارج شد». حال آیا می‌توان این‌گونه استنباط کرد که چون لفظ «ناحیه» در این سند وجود دارد، امام زمان(عج) آن را بیان کرده و بر افرادی همچون یزید بن‌حصین به عنوان شهید کربلا سلام فرستاده است؟ (مامقانی، ۱۳۵۲: ۱/ 452 و 453 و ۳/۲۱۴ و ۳۲۵، جزء دوم؛ دائرة المعارف تشیع، ۱۳۹۱: ۲/ ۱۶۱؛ نمازی، ۱۴۱۵: ۸/ ۲۴۷؛ محدثی، ۱۳۷۴: ۲۱۰، ۲۹۷ و ۳۵۰؛ سنگری، ۱۳۸۸: ۱/ ۱۱۹، ۴۳۸ و ۴۵۴ و ...).

ظاهراً این برداشتی نادرست است؛ زیرا در هر دو نقل تصریح شده است: «این زیارت در سال 252 قمری از ناحیه خارج شد»، حال آنکه امام زمان(عج) نزدیک چهار سال بعد از تاریخِ خروج این زیارت، به دنیا آمد (کلینی، ۱۳۹۱: ۱/ ۵۱۴؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲/ ۳۳۹؛ همو، ۱۴۱۴: ۳۱۸؛ طوسی، ۱۴۱۱: ۲۳۸).

شاید برخی همچون مجلسی به اشکال تاریخی زیارت ناحیه توجه داشته و در توجیه آن بیان کنند: «و اعلم ان فی تاریخ الخبر اشکالا لتقدمها علی ولادة القائم علیه السلام باربع سنین لعلها کانت اثنتین و ستین و ماتین: بدان در تاریخ این خبر (زیارت ناحیه) اشکال است؛ زیرا تاریخ آن چهار سال زودتر از تولد امام زمان است؛ شاید تاریخش ۲۶۲ هجری باشد» (مجلسی، ۱۳۹۸: ۹۸/ ۲۷۴). در این صورت تاریخِ زیارت ناحیه بعد از ولادت امام زمان (عج) خواهد بود.

احتمال دیگری که مجلسی و دیگران مطرح کرده‌اند این است: شاید این زیارت از طرف امام عسکری(ع) (مجلسی، ۱۳۹۸: ۹۸/ ۲۷۴؛ ر.ک: آیتی، ۱۳۷۴: ۱۲۳؛ اسماعیلی یزدی، ۱۳۸۵: ۴۱۵، پاورقی؛ تستری، ۱۴۲۸: ۹/ ۵۰۴؛ طهرانی، ۱۳۷۰: ۱/ ۲۴۳؛ محمودی، ۱۳۷۹: ۲۲۵) یا امام هادی(ع)  (مهدی‌پور، ۱۴۲۹: ۱۳۴) یا عسکریین (نمازی، ۱۴۱۵: ۸/ ۴۵۸؛ صالحی نجف‌آبادی، ۱۳۸۶: ۳۹۴) یا امام معصوم صادر شده است (طبسی و مولایی، ۱۴۲۸: ۴/ ۳۰۱ و ۳۰۸؛ طائی، ۱۴۳۱: ۱۹۹ و ۲۰۶؛ شاکر و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۵۷ و ۱۷۸). در نتیجه چون این زیارت از ناحیه امام معصوم خارج شده و در آن بر یزید بن‌حصین سلام فرستاده شده، پس وی یکی از شهدای کربلا است.

اما این توجیحات نارسا است؛ زیرا اینکه گفته‌اند «شاید مراد از 252 همان سال۲۶۲ باشد»، صرف احتمال و بدون دلیل یا مؤید تاریخی است و در نقض آن همین بس که ممکن است، مراد سال 225باشد یا نه 234! آیا مجلسی دلیل یا مؤیدی برای انتخاب سال۲۶۲ دارد؟

توجیه دوم نیز قابل تأمل است و به سبب تاریخ ۲۵۲ نمی‌توان مراد از ناحیه را ناحیه عسکریین دانست؛ چراکه از منظر شیعه لفظ ناحیه و کاربرد آن مختص به امام زمان (عج) است (طائی، ۱۴۳۱: ۳۳۶) و در مورد دیگر ائمه خصوصاً عسکریین این مطلب که «لفظ ناحیه به طور مطلق به کار برود و منظور از آن ناحیه امام حسن عسکری یا امام هادی باشد» نادرست است.

شاید گفته شود: برخی از فقهاء روایت «احذرو الصوفی المتصنع» را از ناحیه مقدسه که همان ناحیه عسکری باشد نقل کرده‌اند (بروجردی، ۱۴۱۶: ۱/ ۱۳۵ و ۲۵۸؛ فاضل لنکرانی، ۱۴۲۰: ۱/ ۳۱۶؛ همو، ۱۴۲۳: ۱/ ۶۷۲)؛ اما این مدعا مخدوش است؛ زیرا اولاً منبع کتاب‌های یادشده در نقل این روایت، رجال کشی است و در این کتاب از لفظ ناحیه استفاده نشده است. رجال کشی روایت را این‌گونه نقل کرده است: «... و کان ابتداء ذلک ان کتب(ع) إلی قومه بالعراق: احذروا الصوفی المتصنع» (طوسی، ۱۴۰۴: ۲/ ۸۱۶). حال مشخص نیست واژه «ناحیه» چگونه و از کجا به دست معاصران به سند این زیارت اضافه شده است؟!

ثانیاً بر فرض که در نسخه‌ای از رجال کشی لفظ «ناحیه» در مورد امام عسکری استفاده شده باشد؛ اما در همین کتاب‌ها تصریح شده است: «ورد علیه التوقیع من ناحیه العسکری» (بروجردی، ۱۴۱۶: ۱/ ۲۵۸؛ فاضل لنکرانی، ۱۴۲۰: ۱/ ۳۱۶ و ۳۷۸) و لفظ «عسکری» در این کتاب‌ها گویای آن است که مراد از ناحیه همان ناحیه عسکری است نه امام زمان (عج).

 ثالثاً در همین کتاب‌ها تصریح به ضعف این روایت شده است و اعتباری ندارد (بروجردی، ۱۴۱۶: ۱/ ۲۵۸؛ فاضل لنکرانی، ۱۴۲۰: ۱/۳۱۶ و ۳۷۸).

رابعاً با سیر اجمالی که در روایات امام حسن عسکری(ع) صورت گرفت، روایتی یافت نشد که در آن در مورد احادیث یا توقیعات آن حضرت لفظ ناحیه به کار رفته باشد، بلکه احادیث و نامه‌های آن حضرت صراحتاً به خود آن حضرت نسبت داده می‌شد. برای اثبات این مدعا چند نمونه ذکر می‌شود.

روایت اول: ابن‌‌طاووس برای ورود به مسجد دعایی را این‌گونه نقل می‌کند: «حدثنا رجاء بن‌یحیى‌ بن‌سامان العبرتائی الکاتب قال: هذا مما خرج من دار سیدنا أبی‌محمد الحسن‌ بن‌علی - صاحب العسکر الآخر - فی سنة خمس و خمسین و مأتین» (ابن‌طاووس، بی‌تا: ۲۲۵؛ ر.ک: نوری، ۱۴۰۸: ۳/ ۳۹۰؛ معزی ملایری، ۱۴۱۲: ۴/ ۴۷۴).

روایت دوم: ابن‌‌طاووس در جای دیگر، هنگام بیان دعای میان نوافل ماه رمضان تصریح می‌کند: «رجاء بن‌یحیى‌ بن‌سامان، قال: خرج إلینا من دار سیدنا أبى‌محمد الحسن‌ بن‌علی صاحب العسکر سنة خمس و خمسین ومأتین» (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۱/ ۸۰؛ مجلسی، ۱۳۹۸: ۹۴/ ۳۵۸؛ نمازی، ۱۴۱۵: ۳/ ۳۵۹).

همان‌گونه که مشاهده می‌شود در این دو مورد تصریح شده است این توقیعات در سال 255قمری «خرج إلینا من دار سیدنا أبى‌محمد الحسن‌ بن‌علی(ع)» و حتی از لفظ «ناحیه» استفاده نشده است. حال اگر به سبب تقیه لفظ ناحیه برای امام حسن(ع) به کار برده می‌شد، چرا در سال 255 قمری که از لحاظ موقعیت و شرایط زمانه، آن حضرت بیشتر تحت فشار بود، به‌صراحت توقیعات به نام و خانه آن امام نسبت داده می‌شد؟

در توقعیاتی که برای وکلای امام حسن عسکری(ع) نوشته می‌شد نیز از لفظ ناحیه استفاده نشده است؛ مثلاً شیخ طوسی راجع به زمان ولادت امام حسین(ع) می‌نویسد: «خرج إلى القاسم‌ بن‌العلاء الهمدانی وکیل أبی‌محمد(ع): أن مولانا الحسین(ع) ولد یوم الخمیس لثلث خلون من شعبان» (طوسی، بی‌تا: ۷۵۸؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۳۰۳؛ ر.ک: مجلسی، ۱۳۹۸: ۴۳/ ۲۶۰؛ نوری، ۱۴۰۸: ۷/ ۵۳۸).

در برخی از توقیعات دیگر از عبارت «کانت معی نسخة توقیع خرج إلى القاسم بن‌العلاء» استفاده شده است (شیخ طوسی، ۱۴۱۱: ۲۷۶؛ ابن‌جریر طبری شیعی، ۱۴۱۳: ۵۴۸؛ ابن‌طاووس، بی‌تا: ۴۹۹؛ مجلسی، ۱۳۹۸: ۵۲/ ۱۹)؛ بنابراین تا جایی که بررسی شد و حتی در موسوعه‌های امام عسکری(ع) و امام هادی(ع) موردی یافت نشد که به طور مطلق لفظ ناحیه به کار رفته باشد و مراد از آن یکی از عسکریین(ع) باشد؛ پس اینکه بسیاری از معاصران با توجه به وجود لفظ «ناحیه» در سند زیارت ناحیه، آن را به امام زمان(عج) نسبت داده‌اند، گویای این است که تبادر از لفظ «ناحیه» همان ناحیه مقدسه امام زمان(عج) است و تبادر در میان متشرعان شیعه نیز همین است.

جهت دوم: اشکال‌های محتوایی

در زیارت ناحیه از نظر محتوایی نکات قابل تأملی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

 نکته اول: در ابتدای هر دو نقل از این زیارت تصریح شده است: «... زمانی که قصد زیارت شهدا را کردی...» (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۸۶ و ۴۸۷؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۳ و ۷۴). طبیعتاً مراد از لفظ «الشهداء» تمام شهدای کربلا هستند نه برخی از آنها و اساساً فلسفه انشای این زیارت سلام‌دادن به شهدای کربلا است نه برخی از آنان و لفظ «الشهداء» بر این مطلب صراحت دارد (ابن‌قدامه، بی‌تا: ۸/ ۴۰۹).

حال اگر این زیارت از امام معصوم(ع) است چرا به برخی از شهدای کربلا همانند انس‌ بن‌حارث، جابر بن‌حارث سلمانی، جناده بن‌حارث، سلیمان مولای حسین، شوذب مولای شاکر، عمار بن‌ابی‌سلامه دالانی، عمر بن‌خالد صیداوی، عمرو بن‌ضبیعه، مالک‌ بن‌عبد سریع، مسلم‌ بن‌کثیر، یزید بن‌زیاد بن‌مهاصر و یزید بن‌نبیط سلام فرستاده نشده است؟ (ر.ک: صالحی حاجی‌آبادی، ۱۳۹۷: ذیل اسامی مذکور).

نکته دوم: در این زیارت نام برخی از شهدا به گونه‌ای دیگر ضبط شده است و در تمام موارد مذکور تصحیف معنا ندارد، مثلاً در این زیارت به جای سلام بر سیف‌ بن‌حارث (ابومخنف، ۱۳۶۴: ۱۵۲؛ ابن‌سائب کلبی، ۱۴۰۸: ۲/ ۵۱۱؛ بلاذری، بی‌تا: ۳/ ۴۰۵؛ صالحی حاجی‌آبادی، ۱۳۹۷: ذیل اسامی مذکور)، بر شبیب‌ بن‌حارث سلام داده شده (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۵؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۳) یا به جای ضبط نام مسلم‌ بن‌کثیر (شیخ طوسی، ۱۳۸۱: 80؛ المرشد بالله، بی‌تا: جزء اول/ 173؛ ابن‌احمد، ۱۴۰۵: 122؛ ابن‌شهر آشوب، بی‌تا: ۴/ 113؛ اردبیلی، بی‌تا: ۲/ 230؛ بروجردی، ۱۴۱۰: ۲/ 72)، نام اسلم‌ بن‌کثیر ضبط شده (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۴؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۹) یا به جای ثبت نام جابر بن‌حارث سلمانی (ابومخنف، ۱۳۶۴: ۱۵۹؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ ۳۴۰)، عنوان حیان‌ بن‌حارث سلمانی ضبط شده است (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۴؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۹) یا نام مولای ابوذر جون ضبط شده است (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۳؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۸)، در صورتی که حوی مولای ابوذر بود (ر.ک: ابومخنف، ۱۳۶۷: ۲۰۰؛ همو، ۱۳۶۴: 110؛ بلاذری، بی‌تا: ۳/ ۳۹۳؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 318؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴ /58؛ نویری، بی‌تا: ۲۰/ 436؛ ابن‌کثیر، ۱۴۰۸: ۸/ 191). هرچند برخی از این موارد قابل حمل بر تصحیف‌اند، کلیت این مدعا، آن هم با استناد به امام معصوم(ع) قابل دفاع نیست، گرچه ممکن است این اشکال به راوی یا ناسخ بازگردانده شود.

نکته سوم: در زیارت ناحیه برخی موارد با تاریخ معتبر و کتاب‌های متعدد کهن سازگاری ندارند که به مواردی از آنها اشاره می‌شود.

مورد یکم: در هر دو نقل از این زیارت نام عمر بن‌خالد بن‌اسد جهنی، قاتل عبدالرحمن‌ بن‌عقیل ضبط شده است (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۱؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۶)، حال آنکه عبدالرحمن به دست عثمان‌ بن‌خالد اسید جهنی به شهادت رسید (ابومخنف، ۱۳۶۴: 240؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 359؛ مغربی، بی‌تا: ۳/ 195؛ اصفهانی، ۱۹۷۰: 92؛ ابن‌صباغ، ۱۴۲۲: ۲/ 847؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴/ 92؛ ر.ک: مفید، ۱۴۱۳: ۲/ 107، لقبش را همدانی ضبط کرده است؛ ابن‌نما، ۱۳۶۹: 50).

مورد دوم: در نقل ابن‌‌طاووس بر زید بن‌ثبیت سلام داده شده، سپس در ادامه بر عبدالله و عبیدالله فرزندان یزید بن‌ثبیت سلام فرستاده است (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۸)، حال آنکه زید بن‌ثبیت در کربلا حضور نداشت، بلکه یزید بن‌نبیط همراه دو فرزندش عبدالله و عبیدالله از شهدای کربلا بودند (ابومخنف، ۱۳۶۴: ۱۸؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ ۲۶۳؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴ / ۲۱).

مورد سوم: در کربلا به «بشیر بن‌عمر حضرمی» (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۹۳) یا «بشر بن‌عمر حضرمی»  (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۷) خبر دادند فرزندش در سرحدات ری بازداشت شده است؛ سیدالشهدا(ع) به او اذن بازگشت داد تا برای آزادی فرزند خود اقدام کند؛ اما آن فرد گفت: «اکلتنی اذا السباع حیا اذا فارقتک». حال آنکه در منابع کهن آمده است این داستان برای «محمد بن‌بشیر» اتفاق افتاد و محمد جمله بالا را بیان کرد (ر.ک: ابن‌سعد، ۱۴۱۵: 71؛ ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۱۴/ 182؛ ابن‌عدیم، ۱۴۰۸: ۶/ 2592؛ ابن‌نما، ۱۳۶۹: 39؛ ابن‌طاووس، ۱۴۲۵: 153 و154؛ المزی، ۱۴۱۳: ۴/ 407)، نه بشیر یا بشر.

مورد چهارم: از جمله فرازهای زیارت ناحیه این است: «السلام على القتیل‌ بن‌القتیل: عبدالله‌ بن‌مسلم‌ بن‌عقیل و لعن الله قاتله عامر بن‌صعصعه و قیل: أسد بن‌مالک» (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۶).  کسانی که برخلاف ظاهر متنِ هر دو نقل از این زیارت، تلاش می‌کنند آن را به امام معصوم(ع) نسبت دهند، راجع به این مورد چه پاسخی دارند؟ امام معصومی که امروزه به نظر علمای شیعه، عالم به تمام حوادث از جمله واقعه کربلا است، چرا در کلام خود فرمود «قیل: اسد بن‌مالک»؟ مگر امام معصوم(ع) خبر از آنچه رخ داده بود ندارد، پس قیل و قال در کلام ایشان چه معنایی دارد؟

شاید برخی همانند مرحوم مجلسی بگویند: «قول امام که فرمود: و قیل: أسد بن‌مالک، ظاهراً این مورد از اضافات سید در بین خبر است» (مجلسی، ۱۳۹۸: ۹۸/ ۲۷۶). بر فرض قبول این مطلب و استناد آن به ابن‌طاووس، آیا این توجیه تداعی‌گر آن نیست که - استجیر بالله - بزرگان در روایات دست برده و نتایج و باورهای خود را لابه‌لای روایات بیان می‌کردند؟ وقتی امام معصوم(ع) - بنابر قول کسانی که قائل‌اند این زیارت از معصوم است - مطلبی را بیان می‌کند، دیگر قیل و قال و دست‌بردن سید و امثال وی، حتی در حاشیه کلام معصوم - به جز تفسیر و شرح - چه معنایی دارد؟

نکته‌ی قابل تأمل دیگر آنکه در صورتی که قائل شویم عبارت «قیل: اسد بن‌مالک» را ابن‌‌طاووس بیان کرده، همین مطلب به‌صراحت بیانگر آن است که زیارت مذکور در نظر ابن‌طاووس از امام معصوم(ع) نیست؛ زیرا شخصیتی چون ابن‌طاووس هرگز در کلام معصوم تصرف نمی‌کرد. روش او در نقل دعاها نیز همین‌گونه بوده و به بیان متن دعای معصوم اکتفا کرده است؛ نکته مهم‌تر آنکه در کتاب‌های کهن تاریخی و مقاتل، عمرو بن‌صبیح کسی بود که عبدالله‌ بن‌مسلم را به شهادت رساند (ابومخنف، ۱۳۶۴: 241؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 359؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴/ 93؛ اصفهانی، ۱۹۷۰: 94؛ مغربی، بی‌تا: ۳/ 195؛ ابن‌صباغ: ۱۴۲۲: ۲ /847؛ طبرسی، بی‌تا: 246؛ مشهدی، ۱۴۱۹: 491)، نه آن‌گونه که در این زیارت نقل شده عامر بن‌صعصعه قاتل وی بوده است.

مطلب دیگر اینکه برخی از مورخان ضمن بیان شهادت عبدالله‌ بن‌مسلم‌‌ بن‌عقیل تصریح کرده‌اند: «او را عمرو بن‌صبیح به شهادت رساند و گفته شده است: اسید بن‌مالک حضرمی او را شهید کرد» (ابومخنف، ۱۳۶۴: ۲۴۱؛ طبری، ۱۳۵۸: ۴/ ۲۵۹) و ظاهراً در گزارش ابن‌طاووس، با تکیه بر مقتل الحسین ابومخنف و تاریخ طبری عبارت «قیل: اسد بن‌مالک» افزوده شده است.

نکته چهارم: از منظر شیعه ائمه اطهار(ع) دارای مقامی والا هستند. حال اگر کسی قائل شد زیارت ناحیه از طرف امام معصوم(ع) صادر شده، در مورد این مطلب که امام خطاب به سعید بن‌عبدالله فرمود «حشرنا الله معکم فی المستشهدین و رزقنا مرافقتکم فی أعلى علیین» چه توجیحی دارند؟ (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۲۹؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۷). چگونه امام که در اوج معرفت است از خداوند درخواست هم‌نشینی با سعید را دارد؟ ادعای تعلیم دعابودن این‌گونه موارد نیز مقبول نیست. چگونه می‌توان حقیقت فعل و گفتار ائمه را از جمله دعای مذکور یا از هوش رفتن حضرت علی(ع) یا گریه‌های امام سجاد(ع) را حمل بر تعلیم دعا کرد؟

وانگهی حال که بناست به صرف وجود لفظ ناحیه، زیارتی را به امام(ع) نسبت داد، سپس با این پیش‌فرض گفت «غرض امام از فراز مذکور، تعلیم‌دادن به شیعیان است»، در این صورت چرا امام این‌گونه شیعیان را تعلیم نداد که در دعا‌کردن اوج قله معرفت و کمال را در نظر گیرند؟ شکی نیست سعید بن‌عبدالله دارای مقامی عالی است؛ اما امام هنگامی که می‌خواهد شیعیان را تعلیم دهد، چرا نفرمود: از خدا بخواهید در اعلی علیین با امام حسین(ع) یا حضرت عباس (ع) همنشین باشید؟ زیرا انسان کمال‌طلب است و طلب‌کردن درجات بالاتر باید مد نظر باشد.

نکته پنجم: در سند هر دو کتاب مشهدی و ابن‌‌طاووس عبارت «خرج من الناحیه ... إلیّ على ید الشیخ محمد بن‌غالب ... فکنت استأذن فی زیاره مولای أبی‌عبدالله(ع)... فخرج إلی منه» آمده است (مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۸۶؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۳). با توجه به عبارت «فخرج الیّ منه» به دست می‌آید ظاهراً این زیارت از انشائات ابن‌‌غالب است و عبارت «فکنت استاذن» شاید همان اجازه‌گرفتن در نقل روایت باشد.

در نتیجه نمی‌توان به صرف وجود لفظ ناحیه در سند این زیارت، آن را به امام معصوم(ع) نسبت داد و سپس با استناد به این زیارت نام یزید بن‌حصین را در شمار شهدای کربلا ضبط کرد.

نکته ششم: در تاریخ تصریح شده است یزید و پدرش حصین هر دو از دشمنان اهل بیت بودند. حصین‌ بن‌نمیر و خانواده‌اش ساکن شام بودند؛ اما برای مأموریت‌هایی که از سوی بنی‌امیه به آنان محول می‌شد، شام را ترک می‌کردند (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۱۱/ ۲۷). هنگامی که معاویه قصد صفین کرد، حصین بن‌نمیر که ساکن شام بود، او را همراهی کرد (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۱۴/ ۳۸۲)؛ برخی از نوادگان حصین نیز در شام حضور داشتند و در سپاه اموی خدمت می‌کردند (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۵۹/ ۲۹۶)؛ هرچند برخی دیگر از نوادگان حصین همانند معاویة بن‌یزید بن‌حصین بن‌نمیر والی حمص بودند و در آنجا سکونت گزیدند (بلاذری، بی‌تا: ۹/ ۲۶۵؛ ابن‌کثیر،۱۴۰۸: ۱۰/ ۲۵؛ ابن‌عدیم، ۱۴۰۸: ۶/ ۲۸۹۱).

حصین و خانواده‌اش از دشمنان اهل بیت(ع) بودند. در قیام امام حسین(ع) حصین از طرف عبیدالله فرماندهی بنی تمیم را بر عهده داشت و مأمور شد تا مسلم‌ بن‌عقیل را بازداشت کند (دینوری، ۱۹۶۰: 240؛ شیخ مفید، ۱۴۱۳: ۲/ 57). قیس‌ بن‌مسهر در ورودی کوفه به دست حصین‌ بازداشت و نزد عبیدالله فرستاده شد (دینوری، ۱۹۶۰: 246). حصین‌ در خلافت یزید و در واقعه حَرَّه جانشین مسلم‌ بن‌عقبه شد و مکه را محاصره کرد (ر.ک: طبری، ۱۳۵۸: ۴/ 372، 380 و 381؛ ابی‌الفداء، بی‌تا:۱/ 103؛ ابن‌جوزی، ۱۴۱۲: ۶/ 13؛ ابن‌خلکان: ۱۳۶۴: ۶/ 276؛ ابن‌حجر، ۱۴۱۵: ۱/ 224؛ همو، ۱۴۰۴: ۲/ 338) و کعبه را با منجنیق ویران ساخت (ابن‌حجر، بی‌تا: ۸/ 245؛ ر.ک: بلاذری، بی‌تا: ۵/ 334؛ ذهبی، ۱۴۲۹: ۳/ 94) و گفته شده است: حصین کعبه را به آتش کشید (المزی، ۱۴۱۳: ۶/ ۵۴۸). بعد از مرگ یزید بن‌معاویه، حصین‌ بن‌نمیر، مروان‌ بن‌حکم را برای بیعت فرا خواند (حاکم نیشابوری، بی‌تا: ۳/ 551؛ هیثمی، ۱۴۰۸: ۷/ 253).

حصین در قیام توابین عبیدالله را همراهی کرد (بلاذری، بی‌تا: ۶/ 370) و در آغاز سال 67 قمری‌ همراه عبیدالله به سوی عراق حرکت کرد تا با مختار بجنگد (ذهبی، ۱۴۲۹: ۳/ 548). سرانجام حصین در درگیری با ابراهیم بن‌مالک اشتر کشته شد (یعقوبی، بی‌تا: ۲/ 259). مختار نیز سر ابن‌‌زیاد و حصین‌ بن‌نمیر را از تن جدا کرد و برای محمد بن‌حنفیه فرستاد (طوسی، بی‌تا: 242).

حصین‌ بن‌نمیر فرزندی به نام یزید داشت. یزید از معاذ بن‌جبل، یکی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع) (طوسی، ۱۳۸۱/27و 59؛ تفرشی، ۱۴۱۸: 4 / 383) روایت نقل کرده است (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ 155 و 156؛ ذهبی، ۱۴۲۲: ۷/ 276) و افرادی چون محمد بن‌زبیر از وی روایت کرده‌اند (المزی، ۱۴۱۳: ۲۵/ 211). یزید از اشراف عرب (ذهبی، ۱۴۲۲: ۷/ 276)، اهل حمص (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ 158) و از امیران مروان‌ بن‌حکم و فرزندانش بود (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ 155 و 158؛ ذهبی، ۱۴۲۲: ۷/ 276). او به دستور ولید بن‌عبدالملک با عبدالعزیر بیعت کرد (بلاذری، بی‌تا: ۸/ 87) و سال‌ها بعد به دستور عمر بن‌عبدالعزیز والی حمص شد (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ 155. ابن‌حجر،۱۴۱۵ : ۶/560).

یزید بن‌حصین بعد از اعتراض به ماجرای حکمیت، خطاب به خوارج گفت: شما یکی‌یکی و مخفیانه از شهر خارج شوید و چون در مدائن جایگاهی ندارید، به طرف پل نهروان رفته، در آن مکان ساکن شوید و به برادرانتان در بصره نامه بنویسید تا به شما ملحق شوند (دینوری، ۱۹۶۰: 204). یزید در جنگ نهروان فرماندهی میمنه لشکر خوارج را بر عهده داشت (دینوری، ۱۹۶۰: 210).

یزید بن‌حصین در سرکوب قیام توابین نقش موثری داشت. بزرگانی از مورخان گزارش کرده‌اند: در جنگ توابین سلیمان‌ بن‌صرد که 93 سال سن داشت (طبری، ۱۳۵۸ ب: 26-27؛ خطیب بغدادی، ۱۴۱۷: ۱/ 216؛ المزی، ۱۴۱۳: ۱۱/ 456؛ ابن‌حجر، ۱۴۲۶: ۳/ 145؛ همو، ۱۴۰۴: ۴/ 175)، به‌دست یزید بن‌حصین‌ به شهادت رسید (ابومخنف، ۱۳۶۴: 302؛ ابن‌سعد، بی‌تا: ۴/ 293؛ طبری، ۱۳۵۸ الف: ۴/ 465؛ طبری، ۱۳۵۸ ب: 26؛ خطیب بغدادی، ۱/ 216؛ ابن‌عبدالبر، ۱۴۱۳: ۲/ 649 و 650؛ ابن‌اثیر، ۱۳۹۹: ۴/ 183؛ المزی، ۱۴۱۳:‌ ۱۱/ 456؛ ابن‌کثیر، ۱۴۰۸: ۸/ 279؛ ابن‌حجر، ۱۴۲۶: ۳/ 145؛ همو، ۱۴۰۴: ۴/ 175)؛ یزید بن‌حصین عمری طولانی داشت و در سال 103 قمری از دنیا رفت (ابن‌حجر، ۱۴۲۶: ۶/ 560؛ ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ 157 و 158). یزید در سپاه اموی خدمت می‌کرد و همراه مروان بن‌حکم به مصر رفت، از همین روی لقب مصری نیز برای او ذکر شده است (ابن‌حجر: ۱۴۱۵: ۶/ ۵۱۲).

با توجه به آنچه بیان شد به دست آمد که در عصر امام حسین(ع) فردی به نام یزید بن‌حصین در زمره دشمنان اهل بیت(ع) زندگی می‌کرد.

نکته هفتم: تا جایی که بررسی شد در قرن اول نام چند شخص به نام یزید بن‌حصین نمیر ضبط شده است:

فرد اول: شخصی به نام یزید بن‌حصین سلمی که نامش در شمار صحابه ضبط شده و مستقیماً از پیامبر(ص) روایت نقل کرده است (طبرانی، بی‌تا، ۲۲/ ۲۴۵؛ هیثمی، ۱۴۰۸: ۷/ ۹۴)؛ هرچند برخی هویت وی را مجهول معرفی کرده‌اند (ابن‌ابی‌عاصم، ۱۴۱۳: ۱۴۲.). برای این فرد ظاهراً لقب مصری نیز ضبط شده است (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ ۱۵۷).

فرد دوم: شخصی به نام یزید بن‌حصین که القابی چون سکونی (ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۲۴/ ۲۷۳)، حمصی (ابن‌خیاط، بی‌تا/ ۲۵۲؛ ابن‌عساکر، ۱۴۱۵: ۶۵/ ۱۵۵)، طائی برای وی ضبط شده است (دینوری،۱۹۶۰: ۲۰۴) و این فرد همان شخصی است که در این مقاله هویت او بررسی شد.

فرد سوم: در برخی منابع القاب دیگری چون همدانی، مشرقی و قاری برای یزید بن‌حصین که در کربلا به شهادت رسیده است ذکر شده است (ابن‌طاووس، ۱۴۱۶: ۳/ ۷۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۵/ ۷۰)؛ اما همان‌گونه که در مقاله به صورت گذشت منابعی که چنین نامی را در شمار اصحاب امام حسین و شهدای کربلا ضبط کرده‌اند، فاقد اعتبارند و نمی‌توان با استناد به این منابع، نام یزید بن‌حصین را در شمار شهدای کربلا ذکر کرد و در تاریخ کربلا هیچ شخصی به نام یزید بن‌حصین در شمار اصحاب امام حسین(ع) ضبط نشده است (ر.ک: صالحی حاجی‌آبادی، ۱۳۹۷؛ همو، ۱۳۹۸).

نتیجه

با توجه به آنچه گذشت و با در نظر گرفتن اصول و قواعد پژوهشی در تاریخ، همچنین با تأمل در این نکته که در استخراج گزارش‌های تاریخی باید نگاهی نقادانه مد نظر باشد، به دست آمد ادله و مستنداتی که برای اثبات شهادت یزید بن‌حصین به آن استناد شده، مخدوش‌اند و نه تنها قابلیت استناد را ندارد، بلکه در تاریخ کهن خلاف مدعای این ادله گزارش شده است. از همین روی نمی‌توان قائل شد یزید بن‌حصین که تا سال ۱۰۳هجری در قید حیات بود و در جنگ توابین سلیمان بن‌صرد را به شهادت رساند، روز عاشورا به شهادت رسیده باشد، بلکه ادله‌ای که برای اثبات شهادت وی اقامه شده، اعتباری ندارد.

ابن‌ابی عاصم (۱۴۱۳ق)، السنة، بیروت: المکتب الاسلامی، چ۳.

ابن‌اثیر، علی (۱۳۹۹ق)، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر.

ابن‌احمد، حمید (۱۴۰۵ق)، الحدائق الوردیة فی مناقب ائمة الزیدیه، دمشق: دارالاسامه، چ۲.

ابن‌اعثم، احمد (۱۴۱۱ق)، الفتوح، تحقیق: علی شیری؛ بیروت: دارالاضواء.

ابن‌جریر طبری شیعی، محمد (۱۴۱۳ق)، دلائل الإمامه، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة، قم: مؤسسة البعثه.

ابن‌جوزی، عبدالرحمن (۱۴۱۲ق)، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد عبدالقادر و مصطفی عبدالقادر؛ بیروت: دار الکتب العلمیّة.

ابن‌حاتم، یوسف (بی‌تا)، الدر النظیم، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.

ابن‌حجر، احمد (۱۴۰۴ق)، تهذیب التهذیب، بیروت: دارالفکر.

ابن‌حجر، احمد (۱۴۱۵ق)، تقریب التهذیب، تحقیق: مصطفی عبدالقادر، بیروت: دار الکتب العلمیه، چ۲.

ابن‌حجر، احمد (۱۴۲۶ق)، الاصابة فی تمییز الصحابه، تحقیق: عادل احمد و علی محمد، بیروت: دار الکتب العلمیّه.

ابن‌حجر، شهاب‌الدین (بی‌تا)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت: دار المعرفه، چ۱۳.

ابن‌خلکان، احمد (۱۳۶۴ش)، وفیات الأعیان و انباء ابناء الزّمان؛ تحقیق: احسان عباس؛ قم: الشریف الرضی.

ابن‌سائب کلبی، هشام (۱۴۰۸ق)، نسب معد و الیمین الکبیر، تحقیق: ناجی حسن، بیروت: علم الکتب.

ابن‌سعد، محمد (۱۴۱۵ق)، ترجمة الإمام الحسین و مقتله من القسم غیر المطبوع من کتاب الطبقات الکبیر، تحقیق: عبدالعزیز الطباطبائی، قم: مؤسسة آل البیت.

ابن‌سعد، محمد (بی‌تا)، الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر.

ابن‌شهرآشوب، محمد (بی‌تا)، مناقب آل ابی‌طالب؛ قم: انتشارات علامة.

ابن‌صباغ، علی (۱۴۲۲ق)، الفصول المهمة فی معرفة الأئمّه، تحقیق: سامی الغریری؛ قم: دار الحدیث.

ابن‌طاووس، علی (۱۴۱۶ق)، الاقبال بالأعمال الحسنه، تحقییق: جواد القیومی، قم: مکتب الاعلام الاسلامی.

ابن‌طاووس، علی (۱۴۲۵ق)، الملهوف فی قتلی الطفوف؛ تحقیق: فارس تبریزیان «الحسون»؛ تهران: دارالاسوة، چ۴.

ابن‌طاووس، علی (بی‌تا)، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، قم: منشورات الرضی.

ابن‌عبدالبر (۱۴۱۳ق)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد، بیروت: دارالجبل.

ابن‌عساکر، علی (۱۴۱۵ق)، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر.

ابن‌قدامه، عبدالله (بی‌تا)، المغنی؛ بیروت: دار الکتاب العربی.

ابن‌کثیر، اسماعیل (۱۴۰۸ق)، البدایة و النّهایه، تحقیق: علی شیری، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

ابن‌ندیم، عمر (۱۴۰۸ق)، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، تحقیق: سهیل زکار، بیروت: مؤسسة البلاغ.

ابن‌نما حلی، محمد (۱۳۶۹ق)، مثیر الاحزان، النجف الاشرف: المطبعة الحیدریه.

ابومخنف، لوط (۱۳۶۴ش)، مقتل الحسین، تحقیق: حسن غفاری؛ قم: حسن غفاری، چ۲.

ابومخنف، لوط (۱۳۶۷ش)، وقعة الطف، تحقیق: محمدهادی یوسفی؛ قم: النّشر الاسلامی.

ابی‌الفداء، اسماعیل (بی‌تا)، المختصر فی اخبار البشر تاریخ ابی الفداء، بیروت: دار المعرفه.

اربلی، علی‌ بن‌فتح (۱۳۸۱ق)، کشف الغمة فی معرفة الأئمّه، تبریز: مکتبة بنی‌هاشم.

اردبیلی، محمد (بی‌تا)، جامع الرواه، اردبیل: نشر نجفی.

اسماعیلی یزدی، عباس (۱۳۸۵ش)، سحاب رحمت، قم: مسجد جمکران، چ۷.

اصفهانی، ابوالفرج (۱۹۷۰م)، مقاتل الطالبیین، تحقیق: احمد صقر، [بی‌جا]: اسماعیلیان، چ۲.

آقاتهرانی، مرتضی (۱۳۸۶)، یاران شیدای حسین بن‌علی، قم: باقیات، چ۵.

آیتی، محمدابراهیم (۱۳۴۷ش)، بررسی تاریخ عاشورا، تهران: صدوق.

بروجردی، حسین (۱۴۱۶ق)، التقریر بحث السّیّد البرجردی فی القبله، تحقیق: مؤسسة النّشر الاسلامی، قم: مؤسسة النّشر الاسلامی.

بروجردی، علی‌اصغر (۱۴۱۰ق)، طرائف المقال فی معرفة طبقات الرّجال، تحقیق: مهدی روحانی، قم: مکتبة آیت‌الله مرعشی.

بلاذری، احمد (بی‌تا)، جمل من انساب الاشراف، تحقیق: سهیل و ریاض، بیروت: دارالفکر.

بلاذری، احمد‌ بن‌یحیی (۱۹۵۶م)، فتوح البلدان، تحقیق: صلاح‌الدین المنجد، القاهره: مکتبة النهضة المصریة.

بهشتی، ابوالفضل (۱۳۸۷ش)، فلسفه و عوامل جاودانگی نهضت عاشوا، قم: بوستان کتاب، چ۵.

تستری، محمدتقی (۱۴۲۸ق)، قاموس الرجال، تحقیق: مؤسسة النشر الاسلامی، قم: النشر الاسلامی.

 تفرشی، مصطفی (۱۴۱۸ق)، نقد الرجال، تحقیق: مؤسسة آل البیت؛ قم: مؤسسة آل البیت.

حاکم نیشابوری (بی‌تا)، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: یوسف عبدالرحمن، بیروت: دار المعرفه.

خطیب بغدادی، احمد (۱۴۱۷ق)، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفی عبدالقادر، بیروت: دار الکتب العلمیّه.

خوارزمی، موفق (۱۴۱۸ق)، مقتل الحسین، تحقیق: محمد السماوی؛ قم: انوارالهدی.

خوئی، ابوالقاسم (۱۹۷۳م)، معجم رجال الحدیث، نجف الاشرف: مطبعة الآداب.

دائرة المعارف تشیع (۱۳۹۱ش)، تهران: حکمت، چ۱.

دشتی، مصطفی (۱۳۷۹ش)، معارف و معاریف، دایرةالمعارف جامع اسلامی، تهران: موسسة فرهنگی آرایه، چ۳.

دینوری، احمد (۱۹۶۰م)، الاخبارالطوال، تحقیق: عبدالمنعم، قاهره: داراحیاء الکتب العربی.

ذهبی، محمد (۱۴۲۲ق)، تاریخ الاسلام، تحقیق: عمرعبدالسلام، بیروت: دارالکتاب العربی، چ۳.

ذهبی، محمد (۱۴۲۹ق)، سیر اعلام النبلاء، بیروت: مؤسسة الرّساله، چ۲.

سنگری، محمدرضا (۱۳۸۸ش)، آینه‌داران آفتاب، محمدرضا سنگری؛ تهران: چاپ و نشر بین الملل، چ۳.

 شافعی، محمد بن‌طلحه (بی‌تا)، مطالب السوول فی مناقب آل الرسول، تحقیق: ماجد بن‌احمد، [بی‌جا]: [بی‌نا].

شاکر، ابوالقاسم و دیگران (۱۳۸۸ش)، شهدای کربلا  (پژوهشی پیرامون شهدای کربلا)؛ قم: زمزم هدایت، چ۳.

شمس‌الدین، محمد مهدی (۱۴۲۹ق)، انصارالحسین، قم: دار الکتاب الاسلامی، چ۳.

صدوق، محمد‌ بن‌علی (۱۴۱۷ق)، الامالی، قم: مؤسسة البعثه.

طوسی، محمد بن‌حسن (بی‌تا)، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، [بی‌جا]: [بی‌نا].

طوسی، محمد‌ بن‌حسن (۱۳۸۱ق)، رجال طوسی، قم: منشورات رضی.

طوسی، محمد بن‌حسن (۱۴۰۴ق)، اختیار معرفة الرّجال (رجال الکشی)، تصحیح: میرداماد، قم: مؤسسة آل البیت.

طوسی، محمد‌ بن‌حسن (۱۴۱۱ق)، الغیبه، تحقیق: عبادالله طهرانی و علی احمد، قم: موسسة المعارف الاسلامیه.

طوسی، محمد‌ بن‌حسن (بی‌تا)، الامالی، قم: داوری.

مفید، محمد (۱۴۱۴ق)، الفصول المختاره، چاپ دوم، تحقیق: نورالدین و یعقوب، بیروت: دار المفید.

مفید، محمد بن‌محمد (۱۴۱۳ق)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق: موسسة آل البیت، قم: المؤتمرالعالمی لالفیة الشّیخ المفید.

صالحی حاجی‌آبادی، ابراهیم (۱۳۸۷ش)، «اصول و قواعد پژوهشی تاریخ (مطالعه موردی واقعه‌ کربلا)»، فصلنامه‌ علمی - پژوهشی تاریخ، ش۱۰.

صالحی حاجی‌آبادی، ابراهیم (۱۳۹۷ش)، شهدای نینوا، تهران: نگاه معاصر.

صالحی حاجی‌آبادی، ابراهیم (۱۳۹۸ش)، طعنه رقیب یا خطای تاریخ، تهران: نگاه معاصر.

صالحی نجف‌آبادی، نعمت‌الله (۱۳۸۶)، نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، تهران: کویر، چ۵.

 صفدی (۱۴۲۰ق)، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد ارناووط و ترکی مصطفی، بیروت: دار احیاء التراث.

طائی، نجاح (۱۴۳۱ق)، مقتل الحسین و انصاره، بیروت: دار الهدی.

طبرانی، سلیمان (بی‌تا)، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی عبدالمجید، بیروت: دار احیا التراث العربی.

طبرسی، فضل (بی‌تا)، الاعلام الوری باعلام الهدی، [بی‌جا]: دارالکتب الاسلامیه، چ۳.

طبری، محمد‌ بن‌جریر (۱۳۵۸ق الف)، تاریخ طبری، قاهره: الإستقامه.

 طبری، محمد بن‌جریر (۱۳۵۸ق ب)، المنتخب من ذیل المذیل من تاریخ الصحابة و التابعین، بیروت: الاعملی.

 طبسی، محمد و عزت‌الله مولائی (۱۴۲۸ق)، مع الرکب الحسینی من المدینة إلی المدینة، قم: زمزم هدایت، چ۳.

طهرانی، ابوالفضل (۱۳۷۰ش)، شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشورا، تحقیق: علی موحد؛ [بی‌جا]: [بی‌نا]، چ۳.

فاضل لنکرانی، محمد (۱۴۲۰ق)، نهایة التقریر فی مباحث الصّلاة، تحقیق: مرکز فقه الائمة الاطهار، قم: مرکز فقه الائمة الاطهار، چ۳.

فاضل لنکرانی، محمد (۱۴۲۳ق)، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة (کتاب النکاح)، تحقیق: مرکز فقه الائمة الاطهار، قم: مرکز فقه الائمة الاطهار.

فتال نیشابوری، محمد (بی‌تا)، روضة الواعظین، قم: منشورات الرضی.

 قمی، عباس (۱۴۰۵ق)، نفس المهموم، تحقیق: رضا استادی؛ قم: بصیرتی.

کلینی، محمد‌ بن‌یعقوب (۱۳۹۱ق)، الکافی، تعلیق: علی‌اکبر غفاری، [بی‌جا]: دارالکتب الاسلامیه.

مامقانی، عبدالله (۱۳۵۲ق)، تنقیح المقال فی علم الرجال، النجف الاشرف: المطبعة المرتضویه.

مامقانی، یوسفعلی (۱۳۶۰ش)، عطیة الذرة الی ریس الملة، مقاتل الابرار الامة، تهران: [بی‌نا].

مجلسی، محمدباقر (۱۳۹۸ق)، بحار الانوار، طهران: مکتبة الاسلامیه، چ۳.

محدثی، جواد (۱۳۷۴ش)، فرهنگ عاشورا، قم: نشر معروف.

محمودی، محمدباقر (۱۳۷۹ش)، سرشک خوبان در سوگ سالار شهیدان، ترجمه: غلامرضا جمشیدنژاد و عبدالحسین بینش، قم: مرکز تحقیقات اسلامی در سپاه.

المرشد بالله، یحیی (۱۴۰۳ق)، الامالی الخمیسیة (تسمیة من قتل مع الحسین)، بیروت: عالم الکتب، چ۳.

المزی، جمال‌الدین (۱۴۱۳ق)، تهذیب الکمال فی اسماء الرّجال، تحقیق: بشار عواد، بیروت: الرّساله.

مشهدی، محمد بن‌جعفر (۱۴۱۹ق)، المزار الکبیر، تحقیق: جواد قیومی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.

معزی ملایری، اسماعیل (۱۴۱۲ق)، جامع الاحادیث الشیعة فی احکام الشریعه، تحت اشراف آیت‌الله العظمی بروجردی، قم: مؤلف.

مغربی، نعمان بن‌محمد (بی‌تا)، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، تحقیق: محمد حسینی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.

 مهدی‌پور، علی‌اکبر (۱۴۲۹ق)، نبراس الزائر فی زیارۀ الحائر، قم: مؤسسۀ الرسالۀ.

موسوعة کلمات الامام الحسین (۱۴۱۵)؛ تحقیق: معهد تحقیقات باقرالعلوم؛ قم: الهادی.

نگاهی نو به جریان عاشورا (مجموعه مقالات) (۱۳۸۸ش)؛ قم: بوستان کتاب، چ۶.

 نمازی، علی (۱۴۱۵ق)، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران: ابن‌مؤلف.

نوری، حسین (۱۴۰۸ق)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق: مؤسسة آل البیت، بیروت: مؤسسة آل البیت، چ۲.

 نویری، احمد (بی‌تا)، نهایة الأرب فی فنون الأدب، القاهرة: وزارة الثقافة و الإرشاد.

هثیمی، علی (۱۴۰۸ق)، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت: دارالکتب العلمیّه.

یعقوبی، احمد بن‌ابی‌یعقوب (بی‌تا)، تاریخ یعقوبی، بیروت: دار صادر.