علمای شیعه لبنانی و اصلاح فرهنگ عزاداری بازتابی از اصلاح‌طلبی علمای ایرانی با تکیه بر کتاب مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با تحریفات عاشورا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگر علوم دینی و تاریخ معاصر، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، قم

2 استادیار و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهرا(س)

چکیده

چکیده
پیوند مذهبیِ شیعیان امامیۀ ایران و لبنان، به‌ویژه از دوران صفویه، محدود به آموزه‌های مذهبی یک‌سویۀ عالمان لبنانی برای شیعیان ایرانی نماند و با گذر زمان دوسویه شد و منجر به تعامل فرهنگی گردید. در این دادوستد فرهنگی، گاه آسیب‌ها و ناهنجاری‌های مذهبی نیز جابه‌جا شده است. از آن میان تحریفات و خرافات عاشورا است. خانم سابرینا مرون در کتاب خود اشاره کرده است که تأثیرپذیری فرهنگ عزاداری شیعیان لبنان از ایران موجب جابه‌جایی تحریفات و خرافات عاشورایی شده است و برخی علمای اصلاح‌گر لبنانی به رهبری محسن امین در پی اصلاح آن‌ برآمدند. در پژوهش پیش‌رو ضمن بررسی و تحلیل همین مسئله در گسترۀ هفتادسالۀ  تاریخ مذهبی شیعیان لبنان، به اثرپذیری جنبش اصلاح‌طلبی علمای شیعۀ لبنان از اصلاح‌طلبی مذهبی ایرانی نیز اشاره می‌شود؛ مسئله‌ای که خانم مرون از آن غفلت کرده است. در واقع اصلاح‌طلبی مذهبی نیز دوسویه بوده است و علمای هر دو بلاد متأثر از هم بوده‌اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reforming Religious Mourning Culture Lebanese Shiite Scholars, Reflecting the Reform of the Iranian Scholars Relying on Lebanese Reformist Scholars' Struggle with Ashura's Distortions

نویسندگان [English]

  • mohammad rajaei nejad 1
  • Mohammadreza Barani 2
1 Researcher, The Institute for Compilation and Publication of Imam Khomeini, Qom
2 Assistant Professor, Faculty of History, Al-Zahra University
چکیده [English]

The religious bondage of the Shiite Imams of Iran and Lebanon in successive centuries, especially from the Safavid period, was not limited to the religious scholars of the Lebanese scholars for the Iranian Shiites; this conjunction became interlinked with time, and the religious culture of the Shiites and religious scholars of Iran and Lebanon was relatively influential. Became In this cultural trade, some of the damage and religious anomalies have also been shifted. Among the distortions and superstitions in Ashura, Mrs. Sabrina Murón has mentioned in her book that the influence of Lebanese Shiite mourning on Iran has led to the displacement of Ashura's distortions and superstitions, and some of the Lebanese reformist scholars led by Mohsen Amin sought to correct it. In the leading research, while analyzing this issue in the 70-year period (1880-1943, 1259-1322 AD, 1297-1362 AD), the religious history of the Shiites of Lebanon, also referred to the effectiveness of the reformist movement of the Shiite scholars of Lebanon from the religious reform of Iran. It seems that religious reform, especially the mourning customs of Ashura, has been two-sided, and the scholars of both sides have been affected.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key words: Ashura
  • Mourning Culture
  • Distortion
  • Lebanon

مقدمه

پیشینه شرق‌شناسی را که به پیش از اسلام می‌رسد، از دید تاریخی و اهداف و انگیزه‌ها می‌توان به دوره‌های گوناگون تقسیم کرد. از آن میان، در دورۀ پس از ظهور و پیشرفت اسلام، رویکرد دینی آن قوی‌تر است. روی کار آمدن دولت‌های شیعی، به ویژه صفویان در ایران، توجه خاورشناسان به جوامع شیعی‌مذهب را بیشتر کرد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گرایش به مطالعات شیعی به‌ویژه عاشوراپژوهی را گسترش داد.

از شرق‌شناسان معاصر، خانم سابرینا مرون، خاورشناس فرانسوی با نگارش کتاب مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با تحریفات عاشورا،جنبش اصلاح‌طلبانۀ گروهی از علمای شیعه لبنانی به رهبری سید محسن امین را با تأکید بر مبارزه با تحریفات عاشورا (سنت‌ها و نمادهایی مانند؛ تعزیه، قمه‌زنی، زنجیرزنی، سینه‌زنی و...) تحلیل و بررسی کرده است. او که فرهنگ و نمادهای عزاداری عاشورای لبنان را متأثر از فرهنگ عزاداری ایران می‌داند، معتقد است برخی از آداب و نمادهای سوگواری ایرانی همراه با خرافات به لبنان منتقل شده و مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با خرافات و تحریفات عاشورا، به نوعی مخالفت با فرهنگ ایرانی نیز هست.

با اینکه پژوهش خانم مرون با جنبش اصلاح‌طلبانۀ مشروطیت ایران که علما و روحانیت، نقش برجسته و اساسی در آن داشتند، هم‌زمان است؛ اما نقش تأثیرگذار جنبش اصلاح‌طلبی علمای ایرانی بر لبنان را نادیده گرفته و مورد بررسی قرار نداده و تنها با اشاره‌ای کوتاه از آن رد شده است. به نظر می‌رسد این کوتاهی و غفلتِ خواسته یا ناخواسته ضعف اثر او است؛ هدف این مقاله نیز پرداختن به همین مسئله است؛ در واقع ما در پی اثبات این فرضیه هستیم که همان‌گونه که سده‌های پیاپی دو فرهنگ شیعی ایران و لبنان با هم پیوند داشتند و متأثر از هم بودند، روح حاکم بر آیین‌ها و نمادهای سوگواری شیعیان لبنان در عاشورا متأثر از آیین و مراسم و نمادهای ایران بوده است، جنبش اصلاح‌طلبی علمای مذهبی آن کشور درباره تحریفات عاشورا نیز متأثر از جنبش‌های احیاگری علما و نهضت‌های اصلاح‌طلبی ایران و ایرانیان بوده است.

در این مقاله قصد داریم با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسانه و استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی ضمن پاسخ به این پرسش که جنبش اصلاح‌طلبی علمای شیعۀ لبنانی در تاریخ معاصر چه تأثیری از اصلاح‌طلبان ایرانی گرفته است، اثبات کنیم در امتداد پیوستگی و اثرگذاری متقابل فرهنگی میان شیعیان ایران و لبنان، رویکرد اصلاحی علمای لبنان برای مقابله با آسیب‌های سوگواری و عزاداری عاشورا نیز متأثر از جنبش اصلاح‌طلبی علمای ایران بوده است.

 خانم مرون از پیوند و تأثیر اصلاح‌طلبی ایرانی بر اصلاح‌طلبی لبنانی غفلت کرده و موجب شده است خوانندۀ کتاب به این شبهه برسد که مبارزۀ علمای اصلاح‌طلب لبنانی با تحریفات عاشورا، به نوعی مخالفت و مبارزه با فرهنگ ایرانی بوده است.

مفهوم‌شناسی

مفاهیم اساسی این پژوهش عبارت است از: «احیاء» از ریشۀ «حیّ»، به معنای جان‌بخشی، تجدید حیات، زندگی دوباره، رونق تازه است. این واژه به معنای برپایی و برگزاری مراسم نیز آمده است (آذرنوش 1379: 150-151؛ انوری 1381: 1/ 277).

همچنین «اصلاح» واژۀ عربی از ریشه صلح به معنای به‌سازی، بازسازی، مرمت، تجدید بنا، برطرف کردن عیب و نقص و ویرایش و درست کردن آمده است (آذرنوش 1379: 370؛ انوری 1381: 1/ 442). اصلاحات (جمع اصلاح) در امور مختلفی از جمله اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... کاربرد دارد و به معنای به سامان‌آوردن و ایجاد تغییرات مطلوب است (همان). واژگانی مانند اصلاح‌طلب، اصلاح‌پذیر، اصلاح‌طلبانه، اصلاح‌طلبی، اصلاحی و اصلاحیه از این ریشه است (انوری، 1381: 1/ 443). در عرف متداول سیاسی و اجتماعی نیز به معنای سامان دادن‌های آرام و تدریجی آمده است (آشوری 1380: 72). به‌طور کلی «اصلاح» در فرهنگ اسلامی، تدبیر و تلاش برای هرچه نزدیک‌تر کردن خود و دیگران به وضعیت مطلوب با استفاده از همه راهکارها و امکانات است.

پس دو واژه احیاء و اصلاح، هرچند در معنای لغوی و اصطلاحی از جهاتی متمایزند، اما برای یاری رساندن به بازسازی مطالعات و تفکر دینی در جامعه، بار معنایی مشترکی داشته، ملازم یکدیگراند و رابطۀ عموم و خصوص من‌وجه دارند؛ یعنی پاره‌ای برداشت‌ها و نوآوری‌ها در فهم دین، به اصلاحات و تغییرات اجتماعی نیز منجر می‌گردد یا در همان محدودۀ مباحث معارف دینی باقی می‌ماند. با این نگاه منظور ما در مقاله، تلفیقی از معانی احیاگری و اصلاح‌طلبی است.

1. شناسه کتاب خانم مرون

کتاب مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با تحریفات عاشورا ترجمۀ فصل ششم از کتاب قطور یک اصلاح‌طلبی شیعی: علما و اندیشمندان جبل عامل از پایان امپراطوری عثمانی تا استقلال لبنان است.[i] اصل کتاب نیز همان رسالۀ دکترای خانم مرون، با عنوان نهضت اصلاح‌گری شیعه، علما و ادبای جبل عامل لبنان است که به معرفی جنبش اصلاح‌طلبی علما و بزرگان مذهب شیعه در جبل عامل لبنان، در پایان دوران امپراطوری عثمانی و به هنگام تشکیل دولت لبنان (۱۸۸۰-۱۹۴۳) پرداخته است.

نویسندۀ کتاب، خانم دکتر سابرینا مرون (Sabrina Mervin)، یکی از استادان برجستۀ شیعه‌شناسی دانشگاه سوربن فرانسه، نامی آشنا برای شیعه‌شناسان و پژوهشگران علوم اجتماعی است. او دارای دکترای زبان و ادبیات عربی از مؤسسۀ ملی زبان‌های شرقی است و مطالعات خود را بر شناخت شیعیان در لبنان، عراق و ایران متمرکز کرده است.

کتابی که پایۀ این مقاله است، ترجمۀ دکتر فرشتیان است که در 168 صفحه به‌وسیله نشر حبیب منتشر شده است. این کتاب یک پیش‌گفتار مفصل از مترجم و دو بخش با هفت فصل دارد.

بخش اول: حلقۀ دانشمندان جبل عامل و بدعت‌ها، شامل دو فصل؛ فصل اول، شیعه و بدعت؛ فصل دوم، اختلاف در مورد حمل و نقل جنازۀ اموات به کربلا و نجف.

بخش دوم: اصلاح مراسم عاشورا، شامل پنج فصل؛ اول، آداب و اعمال این مراسم؛ دوم، از رفورم و اصلاح موسی شراره تا ورود مراسم فارس‌ها؛ سوم، اصلاحات محسن امین؛ چهارم، تفرقه و اختلاف (فتنه)؛ پنجم، عبدالحسین شرف‌الدین.

خانم مرون تلاش کرده است جنبش اصلاح‌طلبی علمای شیعۀ این مقطع از تاریخ لبنان را تبیین و ویژگی‌های آن را تجزیه و تحلیل کند (مرون، 1387: 41). همچنین با بهره‌گیری از روش تاریخی‌گری به زمینه‌ها و علت‌ها و ریشه‌های تاریخی عزاداری و تحریفات آن در لبنان اشاره کرده (همان، 142 و 134)، نشان دهد چگونه برگزاری این مراسم‌ از چارچوب مذهبی خارج و تبدیل به نمایش، حادثه، بازار تجاری و گاه تفریحی شده است. آسیبی که امروزه نیز در جوامع مذهبی شیعی شاهد آن هستیم و به نوعی هنوز چالش بین اصلاح‌طلبی و سنت‌گرایی ادامه دارد.

2. جریان اصلاح‌طلبی در میان علمای شیعی لبنان

در تاریخ اسلام حرکت‌ها و نهضت‌های اصلاحی فراوانی وجود داشته است که درصدد احیا و اصلاح دین و سنت و بازگشت به اصول اولیه و عاری از خرافات و تحریفات بوده‌اند (الگار، 1362: 36 - 37). در تاریخ معاصر نیز مواجهه مسلمانان با تمدن غرب موجب بروز تفکر اصلاح‌طلبی در بین مسلمین شد؛ به خصوص از نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که غرب تأثیر زیادی بر حیات فرهنگی و سیاسی ـ اجتماعی مسلمین و ظهور جریان‌های اصلاح‌طلبانه گذاشته است (پاشاپور، 1382: 70؛ رشیدی، 1392: 165). بهترین واژه برای توصیف جنبش‌هایی که در کشورهای ایران، شمال آفریقا، ترکیه، افغانستان، هندوستان، مصر، سوریه و لبنان ظهور کرده است، اصلاح‌طلبی اسلامی است. زیرا این نهضت‌ها هدف خود را زدودن غبار انحراف و بدعت از سیمای اسلام برای دستیابی به اسلام نخستین و راستین قرار داده‌اند (مطهری 1372: 13؛ شیرودی 1390: 21). حال با این توصیف و با توجه به مفاهیم اصلی پژوهش، آیا منظور از اصلاح‌طلبی نزد اهل سنت و شیعه یکی است؟

2.1. اصلاح‌طلبی سنی ـ شیعی

خاورشناسان بین اصلاح‌طلبی سنی و شیعی تفاوت قائل‌اند؛ اصلاح‌طلبی و مبارزه با خرافات و انحرافات ـ به‌ویژه در سده‌های اخیرـ با دو شیوۀ متفاوت میان شیعیان و سنیان به پیش رفته است. عالمان سنی‌مذهب فرهنگ اصلاح‌طلبی را رجوع به اسلام اصیل و پیشینیان (سلف)، احیای دوبارۀ خلافت اسلامی، گشایش باب اجتهاد و... می‌دانند (مرون، 1387: 37- 38) و مبارزه با خرافات و انحرافات را هم بیشتر در مبارزه علیه فرهنگ و بعضی آداب و سنن جامعۀ شیعه، مثل زیارت قبور ائمه و بزرگان دین و مذهب و سوگواری برای آنان و... می‌بینند (همان، 9 و 47- 48)؛ اما، نگاه شیعه این‌گونه نیست؛ شیعه با اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج، نگاه به آینده دارد، نه گذشته؛ همچنین در کل، آداب و اعمالی چون زیارت و توسل و سوگواری و... را تأیید می‌کند و اگر در این زمینه اختلافی هم بین شیعیان باشد در جزئیات و شیوۀ آن است (همان، 10 و 38). به اعتقاد عالمان شیعی چنین اعمالی از طرف شیعیان نوعی هویت‌بخشی و انسجام معنوی را در پی دارد و با روح فرهنگ دینی سازگار است، فقط باید با بعضی از شیوه‌ها و رفتار و کردار ناپسند که در طول تاریخ از فرهنگ‌های مختلف وارد فرهنگ شیعه شده است، مبارزه کرد (همان: 10، 11، 39 ـ 48).

شماری از علمای شیعه لبنان نیز در همین راستا بود که تلاش کردند تا خرافات و انحراف در عزاداری امام حسین (ع) را کنار زده، شیعیان را از سوگواری‌ها و اعمال خلاف دین و مذهب و عرف جامعۀ لبنان دور کنند. در این راستا برخی بر جنبه‌ها و کارکردهای فرهنگ سوگواری عاشورا تأکید داشته‌اند؛ گروهی کارکرد آموزشی آن را ارجح دانسته و پاره‌ای هم بر جنبه‌های سیاسی و توان نهفتۀ بسیج اجتماعی ـ سیاسی آن توجه کرده‌اند؛ اما، خانم مرون عالمان شیعی لبنان را به دو طیف «اصلاح‌طلبان» و «سنت‌گرایان» تقسیم کرده است و سیدمحسن امین را در رأس اصلاح‌گرایان و سید عبدالحسین شرف‌الدین را رهبر سنت‌گرایان معرفی می‌کند (همان، 13- 14).

2.2. سنت‌گرایان

سنت‌گرایان لبنانی کسانی بودند که در عین مخالفت با خرافات و بدعت‌های عزاداری، به برپایی مجالس سوگواری حسینی به هر شکلی تأکید داشتند و آن را موجب تحکیم و انسجام و تثبیت شیعه می‌دانستند. آنها معتقد بودند اصلاحات در این زمینه، موجب سوءاستفادۀ مخالفان و دشمنان، به ویژه افراطیون اهل سنت می‌شود (همان: 136ـ 140). رهبری این طیف با سید عبدالحسین شرف‌الدین، ساکن صور لبنان بود که فعالیت سیاسی و اجتماعی پررنگ‌تری داشت و همراه با هوادارانش دارای راهبرد سیاسی بود؛ از این‌رو تلاش می‌کرد از مراسم عاشورا به عنوان ابزاری برای احیای تشیع و انسجام اجتماعی ـ سیاسی و به صحنه کشیدن شیعیان استفاده کند، نه اینکه وقت و انرژی خود و شیعیان را صرف درگیری و مبارزه با عقاید و آداب و رسوم سنتی و تودۀ مردم کند (همان، 13- 14). به همین دلیل برایند نظرات و مواضع و عمل ایشان به‌گونه‌ای بود که توده‌های مخالف جریان اصلاحات، یعنی شرف‌الدین و پیروانش را پرچمدار و حامی سنت‌های سوگواری عاشورا می‌دانستند (همان، 135- 142).

شرف‌الدین در گسترۀ فراگیرِ برنامه‌ها و کارهای دینی و مذهبی دارای گرایش‌های اصلاحی بود و احیاگری و اصلاح را در قالب تأسیس نهادهای آموزشی، پرورشی، بهداشتی و خدماتی پیش می‌برد. همچنین برای بالا بردن جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان لبنان تلاش می‌کرد با بنیان‌گذاری مجلس مشورتی، به ارزیابی وضعیت جهان اسلام پرداخته، با برنامه‌های راهبردی در برابر مسائل بین‌المللی تصمیم صحیح اتخاذ کند؛ یا اینکه با تأسیس باشگاه بزرگی به نام «نادی الامام جعفرالصادق» که بیشتر به صورت یک نهاد علمی، اجتماعی و دینی عمل می‌کرد، سعی داشت برای زدودن جهل و خرافه‌گرایی از جوامع اسلامی اثرگذار باشد (شرف‌الدین، 1950: 81- 82)، اما چون در زمینۀ تحریفات و خرافات سوگواری عاشورا به باور تودۀ مردم احترام می‌گذاشت و معتقد بود نباید اعتقادات و آداب و رسوم مذهبی شیعیان را زیرسؤال برد و تشکیک کرد، او را مخالف اصلاحات می‌دانستند.

به نظر می‌رسد شرف‌الدین خرافه‌زدایی از سوگواری امام حسین (ع) را در اولویت نمی‌دید و معتقد بود اگر رویدادهای ملال‌انگیز اهل بیت (ع) به صورت نمایش برگزار شود، اثر خوبی بر دل‌ها خواهد گذاشت، ولی این برنامه باید از روی اصول صحیح به اجرا درآید (همو، 1981: مقدمه). نقطه اختلاف ایشان با دیگر عالمان اصلاح‌طلب لبنانی در همین‌جا بود؛ زیرا محسن امین تأکید می‌کرد در عزاداری‌ها باید از سیرۀ ائمه (ع) پیروی کرد و اگر آن بزرگواران تصریحی در این امور نکرده‌اند، باید از شیوه‌ای منطقی و عاقلانه متابعت نمود و از خرافات و اعمال تقلیدی و وارداتی دوری کرد (امین 1973: 24).

2.3. اصلاح‌طلبان

عالمان اصلاح‌طلب لبنانی در پی آن بودند که با ایجاد تشیعی سازمان‌یافته و منسجم و به دور از هیاهوی سیاسی و اجتماعی، بتواند از ناهنجاری‌ها و انحرافات و خرافات آن بکاهند و آن را پالایش کنند و نظم و سیاق دهند. آنها می‌خواستند فرهنگ غنی محرم و عاشورای حسینی مبرا از ناپاکی و ناخالصی شود و چهره‌ای ناب و به دور از آلودگی از تشیع ارائه دهند. محسن امین رهبر این گروه، در عین حال که از عقاید و بعضی نمادها و عناصر شیعی مثل تعظیم و تکریم مقابر ائمه و بزرگان دینی دفاع می‌کرد و زیارت قبور آنان و شفاعت را سنتی حسنه و مشروع می‌دانست (مرون 1387: 48- 49)، اما نسبت به رسوم و عادات و آداب عامیانه شیعیان که برخلاف رویه عقلایی و اصول دینی بود، انتقاداتی داشت؛ سنت‌های عامیانه‌ای مثل سحر و جادو، تبرک جستن به درخت و دیگر اشیاء مقدس (همان، 50). محسن امین از نگاه تاریخی، اعمالی چون تعزیه (شبیه‌خوانی)، قمه‌زنی، زنجیرزنی و سینه‌زنی (لطم)، شاه حسینی (عملی شبیه زنجیرزنی، ولی با چوب؛ هر عزادار چوبی یک‌متری به دست گرفته و با بالا و پایین آوردن آن یاحسین و شاه حسین می‌گوید. چوب نشانۀ شمشیر است)، جیغ زدن و فریاد کردن که در زمان قدرت شیعه چون زمان آل بویه رواج داشت را غیرواقع می‌دانست (همان: 67 و 112؛ امین، 1973: 31).

وی با استدلال و برهان ثابت می‌کند قمه‌زنی و برخی دیگر از خرافات رایج در عزاداری امام حسین (ع)، نه تنها ثوابی ندارد، بلکه از نظر شرع مقدّس حرام و از کارهای شیطان است (مرون 1387: 13).

در پی انتشار این اثر که با هدف پاک‌سازی مجالس مذهبی از بدعت‌ها و گمراهی‌ها انجام شد، تودۀ مردم چنان در برابرش موضع گرفتند که برخی دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وی گوشزد کردند (امین، 1960: 10/ 363). حتی گروهی از گویندگان مذهبی در مسجدها او را گمراه دانستند و برخی با اندک سرمایۀ خود بر او تاختند و از او مجسمۀ کفر ساختند (همان)؛ اما او پا پس نکشید و سالیان بعد نیز برای اصلاح‌گری و مخالفت با تحریفات و خرافات مجالس سوگواری عاشورا جزوات و کتاب‌های دیگری نوشت و منتشر کرد؛ از جمله لواقیط الاشجان فی مقتل الامام ابی‌عبداللّه (زخم‌های غم در مقتل امام ابی‌عبداللّه)؛ اصدق الاخبار فی قصه الاخذ بالثار (حکایت‌های واقعی درباره قضیه انتقام)؛ الدر النضید فی مراثی السبط الشهید (گوهری در مرثیه نوه شهید پیامبر) (مرون، 1387: 98)؛ المجالس الثنیه فی مصائب و مناقب العتره النبویه (همان، 99).

محسن امین قصد داشت با این مطالب مستند، محتوای مجالس را تبیین و مشخص و منزه کند؛ شهادت امام حسین (ع) را از افسانه‌ها و اشتباهات تاریخی و خرافات و گفتار و اعمال وهن‌آلود پاک و پیراسته سازد و به قول خودش بین «دانه‌های مفید و علف‌های هرزه» جدایی افکند (همان، 100).

محس امین با تشکیل مدرسه و کلاس‌های آموزشی و تربیت روضه‌خوانان و مداحان نیز به جنگ خرافات و تحریفات عاشورا رفت. در همین کلاس‌ها بود که یاد می‌داد چگونه به منابع اصیل و دست اول دینی و مذهبی مراجعه کنند و احادیث و اخبار صحیح و غیرصحیح را تشخیص دهند (همان: 101؛ امین، 1973: 18؛ همو، 1974: 91 پاورقی).

محسن امین مراسم‌ مخصوص ماه محرم را در روزها و زمان‌های خاصی از سال گسترش می‌داد و در راستای اصلاحات از آنها بهره می‌گرفت و از این طریق اعتقادات و باورهای دینی توده مردم را توسعه  و جهت‌ می‌داد و اسلام شیعی آگاهانه را ترویج و معرفی می‌کرد. با همین دیدگاه از 1924 م. (1303 ش.) شبیه‌خوانی، قمه‌زنی، زنجیرزنی و... را در دمشق ممنوع کرد و گفت این اعمال با این کیفیت وسوسه شیطانی است و عاشقان واقعی حسین (ع) را از او دور می‌کند و موجب بدعت‌ها و محرمات می‌شود (مرون 1387: 104).

یکی دیگر از اقدامات اصلاح‌طلبانۀ محسن امین ارتباط و حمایت از اقدامات دیگر علمای اصلاح‌طلب، از جمله عراق و ایران بود (همان: 117). هرچند سید محسن امین از سوی اغلب جامعه شیعه به شدت تحت فشار بود و طرد شد، اما موافقانی نیز داشت که بارزترین آنها شیخ محسن شراره از علمای جبل عامل بود که در دفاع از او در مجلات می‌نوشت. شیخ محمد گنجی نیز با نوشتن کتاب کشف التمویه عن کتاب التنزیه از او پشتیبانی کرد (الگنجی، 1347: 29).

همچنین در جانب غیرحوزوی، مقالاتی عموماً با نام‌های مستعار، به حمایت از او در مجلات مختلف منتشر می‌شد. اما این حمایت‌ها در مقابل موج گسترده مخالفت آشکار علما سود چندانی نبخشید و سید محسن امین حتی در سرزمین مادری خود یعنی جبل عامل نیز مورد غضب اکثریت جامعه شیعه قرار گرفت و نظرات او که داعیه اصلاحی داشت، به شدت مورد انکار قرار گرفت و طرد شد (امین 1960: 10/ 380؛ مرتضی عاملی، 1425: 35- 36).

3. جریان جنبش اصلاح‌طلبی علمای ایرانی دوره مشروطه

زمینه‌های بیداری و تجددخواهی در ایران بسیار متنوع و پیچیده بوده است. ارتباط با دنیای غرب، اعزام دانشجو به غرب، سفرنامه‌ها، تأسیس مدارس جدید، ترجمۀ آثار غربی، مطبوعات، روشنگری روشنفکران و... (آدمیت، 1340: 40؛ اکبری، 1379: 79 و 81؛ آبراهامیان، 1379: 57) از جملۀ آنها است. در این بین مدارس جدید در ایجاد نواندیشی و نهضت فکری مردمان ایران نقش بیشتری داشت و فرصتی برای استعدادهای بالقوۀ داخل کشور فراهم ساخت تا در راه اصلاحات قدم بردارند و رفته‌رفته عادات ذهنی خود را -که گاه با خرافات دینی نیز همراه بود- کنار نهاده، به مبارزه با موهومات بپردازند؛ در رأس این طیف، علمای اصلاح‌طلب حضور داشتند (شیرودی، 1390: 21؛ مطهری 1372: 13).

به جریان اصلاحی دوران مشروطه، از زوایای مختلف می‌توان نگریست؛ یکی بر اساس طیف‌های درگیر، یعنی جریان اصلاح‌طلبی و روشنفکری روحانیان و عالمان دینی و دیگر بر اساس طیف غیرروحانیان. در این مجال بر اساس نگرش اصلاح‌گران روحانی و عالمان دینی و با نگاهی گذرا به جریان غیرروحانی به بررسی موضوع پرداخته می‌شود.

3.1. اصلاح‌طلبان غیرروحانی

جریان روشنفکری غیرروحانی، خود به گروه‌های متفاوت تقسیم می‌شوند، عده‌ای با قبول مبانی کامل تجدد غربی بسیاری از عناصر و رسوم و نمادهای دینی مسلمانان و شیعیان و به‌ویژه سنت عزاداری شیعیان را برنتافتند و مورد هجمه قرار دادند. میرزا فتحعلی آخوندزاده (1227- 1295 ق.) از پیشاهنگان روشنفکری این جریان بود (اکبری، 1379: 93 - 94؛ آخوندزاده، 2016: 213).

میرزا آقاخان کرمانی (1270- 1314 ق.) نیز از نخستین کسانی هستند که از طریق رمان و نمایشنامه‌نویسی و ادبیات از ناروایی‌های اجتماعی و سنت‌های خرافی انتقاد کرده، به شدت آیین سوگواری امام حسین (ع) را نقد می‌کند (آدمیت، 1357: 206).

احمد کسروی (1307 ـ 1364 ق.) نیز کسی بود که نقدهای زیادی بر نمادهای سوگواری عاشورا داشت. مراسمی چون سیاه پوشیدن، نخل‌برداری، قمه‌زدن، شبیه‌سازی، دسته راه انداختن و... را نادرست می‌دانست (کسروی 2011: 18). این جریان را می‌توان در عصر مشروطه و پس از آن تا زمان رضا شاه و پهلوی دوم تا به امروز دید.

برخی از روشنفکران غیرروحانی هم بودند که با داشتن دغدغۀ دینی و احترام به متن اصلی دین، بر تفسیر و اجتهاد جدید از دین و تطبیق آن با نوآوری تأکید می‌کردند. کسانی مانند جلال آل‌احمد و دکتر علی شریعتی به مسائل فرهنگ عزاداری و تحریفات عاشورا نیز نظری داشتند. جلال آل احمد قشری‌گری‌های متعصبانه مذهبی را خلاف اسلام می‌دانست و انجمنی به نام «اصلاح عقاید دینی مردم» تشکیل داد که به نفی اعمالی چون قمه‌زنی و قفل‌بندی و مانند اینها پرداخت (میرزایی، 1380: 6 و 8). همچنین در همین زمان کتاب التنزیه الاعمال الشیعه سید محسن امین را با عنوان عزاداری‌های نامشروع به فارسی ترجمه کرد.

3.2. اصلاح‌طلبان روحانی

یکی از اقدامات اصلاحی علمای شیعه، کوشش در اصلاح فرهنگ عزاداری مذهبی شیعیان بوده است؛ پیرایش و به‌سازی عناصر و مؤلفه‌هایی از مذهب شیعه که در دوره‌های مختلف تاریخی به‌ویژه بعد از صفویان در معرض انحرافات و خرافات قرار گرفت. گرچه در هر دوره شاهد مبارزه با آسیب‌ها و انحرافات از سوی فقها و عالمان بوده‌ایم، اما مواجهه جدی و روشمند با انحرافات و آسیب‌ها از ورود مدرنیسم مشروع و با جنبش مشروطه به اوج خود رسید و تا دوره نخست سلطنت محمدرضا پهلوی ادامه داشت (محمدی، 1390: 283؛ گودرزی، 1383: 48).

از گذشته، عالمان شیعی زیادی بودند که به اصلاحات متون و احادیث و خرافات در دین برخاستند. یکی از نخستین کسانی که در تاریخ معاصر شیعه به‌درستی مبارزه با تحریفات و خرافات عاشورا را آغاز کرد، میرزا حسین (محدث) نوری است. کتاب لؤلؤ و مرجان او نخستین تألیفی است که دربارۀ اصلاح روضه‌خوانی و پاکسازی آن نوشته شده است (آلاندوزلی، 1381: 173 ـ 176). تا پیش از او از برخوردهای انتقادی خبری نبود و اگر هم بود، سطحی به نظر می‌رسید. وی با نگارش کتاب لؤلؤ و مرجان تحریفات عاشورا را متذکر شد (همان). پس از ایشان می‌توان از سید عبدالحسین شوشتری نام برد که کتاب اکسیر السعاده فی اسرار الشهاده را در سال 1319 ق. نگاشت. وی با اینکه بر عزا و گریستن بر ائمه فضیلت خاصی ـ مقدم بر تمام معارف، طاعات و عبادات ـ قائل است، اما آن را به تحقق شرایطی که مهم‌ترین آنها تحریفی نبودن آن است، منوط می‌دانست (صالحی، 1386: 16).

شیخ محمدباقر خراسانی بیرجندی نیز با تألیف کتاب کبریت احمر فی شرایط المنبر (1330 ق.) درصدد اصلاح خرافات و موهومات از آداب منبر و وعظ برآمد. همچنین شیخ عباس قمی، از شاگردان محدث نوری به پیروی از استادش حساسیت خاصی به نقل‌های ساختگی داشت و کوشید تا نفس المهموم را براساس متون صحیح بنویسد و حادثۀ کربلا را بازسازی کند (بیرجندی، 1385: 7).

در دوران مشروطه نیز برخی از علمای ایرانی در عین مشروطه‌طلبی و اصلاح‌طلبی سیاسی و اجتماعی، به اصلاحات فرهنگی و مذهبی نیز توجه داشتند. کسانی چون آخوند خراسانی، میرزا محمدحسین تهرانی نجل میرزا خلیل، شیخ عبداللّه مازندرانی (مراجع سه‌گانۀ نجف در صدر مشروطیت)، شیخ محمداسماعیل محلاتی، میرزا محمدحسین نائینی، سید عبداللّه بهبهانی و سید محمد طباطبایی مخالف خرافات و تحریفات دینی و مذهبی بودند و در پی اصلاح بودند (جمعی از پژوهشگران، 1386: 20؛ فردید 1384: 35).

میرزای نائینی، خرافه‌های دینی را بازگو کرده، معتقد بود اندیشه‌های خرافی، دین اسلام را از حل مسائل و مشکلات اجتماعی و سیاسی جامعه ناتوان می‌سازد (نائینی 1361: 75، 27، 28). ایشان حتی طی فتوایی استفاده از هرگونه امور ناپسند را که شایستۀ سوگواری و شعاعر حسینی نبود، جایز ندانستند. به‌گونه‌ای که ضمن تأیید عمل شبیه‌خوانی، این قید را بیان نمود که شعائر مزبور باید از هرگونه امور ناپسند که شایسته چنین شعاری نیست، پاک باشد.

آیت‌اللّه کاشف الغطاء نیز به سوگواری به شکل شبیه‌خوانی حساس بود و می‌گفت:

سعی کنید عزاداری را از کارهایی که با حزن و عزا جور درنمی‌آید، جدا کنید؛ زیرا عزاداری برای زنده ساختن فلسفه قیام امام حسین (ع) است، نه برای قصه‌گویی، نمایش و وقت‌گذرانی. بکوشید مراسم سوگواری را بدون نقص برگزار کنید و مردم را به یاد خدا بیاندازید و ایمان آنها را زیاد کنید (کاشف‌الغطا، 1426: 21).

آیت‌اللّه سید ابوالحسن اصفهانی نیز معتقد بود به کار بردن شمشیرها (قمه‌زنی) و زنجیرها و طبل‌ها و بوق‌ها و کارهایی مانند این امور که امروزه در دسته‌های عزاداری و در روز عاشورا معمول است، همگی حرام و غیرشرعی است (الخلیلی 1987: 8/ 378، پاورقی؛ الخلیلی 1963: 3/ 207). اینها نشانگر نگرانی و بیم علما از تثبیت خرافات به نام ارزش‌ها و شعائر دینی و مذهبی بوده است. ایشان که در آن زمان مقام ریاست تامه و مرجعیت عامۀ شیعه را داشتند، به طرفداری از محسن امین عاملی و کتاب التنزیه وی، این فتوا را صادر کرد (مسائلی، بی‌تا: 86). زمانی هم که سید محسن امین به زیارت نجف که سرسخت‌ترین مخالفانش آنجا بودند، رفت؛ سید ابوالحسن اصفهانی از او استقبال و پذیرایی شایانی کرد؛ طوری که مردم تشویق شدند و از همۀ طبقات به دیدار محسن امین رفتند (امین، 1960: 380).

بنیان‌گذار حوزۀ علمیۀ قم، شیخ عبدالکریم حائری نیز در پی اصلاحات بود؛ تعزیه و عزاداری را با پیام واقعی عاشورا ناسازگار می‌دانست؛ از این‌رو تلاش کرد با تحریم چنین اعمالی از رواج رویه‌های نادرست سوگواری و کارهای خرافی به نام دین و امام حسین (ع) جلوگیری کند (بصیرت‌منش، 1376: 136). در گامی دیگر، پاره‌ای از مجلس‌های تعزیه و شبیه‌خوانی را تبدیل به مجالس روضه‌خوانی کرد (خمینی، 1412: 173). اقتدار او سبب شد در محافل تعزیۀ قم مجلس‌گردانان و صاحبان مجالس به احترام حاج شیخ، در پی برگزاری تعزیه‌های ناپسند نباشند و عزاداران را از چنین کارهایی بازدارند.

جعفر الخلیلی (متولد 1322 ق.) ایرانی‌الاصلِ ساکن نجف نیز با تأسیس چند روزنامه که بعضی از آنها به‌وسیلۀ حکام وقت بسته شد و با تألیفات بسیاری مثل موسوعة العتاب المقدسه و هکذا عرفتهم، خرافات را نفی و محفل‌های مذهبی را اصلاح کند. او از معدود حامیان و پیروان سرسخت سید محسن امین در نجف بود (امین، 1960: 10/ 382؛ الخلیلی 1963: 1/216).

در بصره نیز سید مهدی قزوینی که خود آغازگر اصلاحات بود، به حمایت از سید محسن امین برخاست و در آثار خود به انتقاد از قمه‌زنی پرداخت (قزوینی، 1345ب: 4 و 5؛ حسون، 1432: 180 ـ 190؛ امین 1973: 30 - 31). وی اعتقاد داشت استفاده از آهن، یعنی زنجیر و قمه در مراسم عزاداری حدود را یک قرن قبل مردمانی که تسلط زیادی به قوانین شریعت نداشتند، پدید آورده‌اند (قزوینی 1345الف: 112 و 113)؛ پس ریشۀ دینی ندارند و باید کنار گذاشته شوند.

همچنین شیخ محمد گنجی در راستای اصلاحات سال 1347 ق.، فتواهای علمای موافق با رسالة التنزیه محسن امین را در کتاب کشف التمویه عن رسالة التنزیه گردآوردی کرد و به جواب از اشکالات وارد بر این رسالة التنزیه پرداخت (تهرانی 1975: 18/ 24؛ امین، 1960: 10/ 382). پس نگاه اصلاحی علمای شیعۀ ایران و عراق هم‌سو و مرتبط بوده و این اندیشۀ اصلاحی بر برخی روحانیون و طلاب ساکن نجف نیز تأثیرگذار بوده است.

4. نمادهای سوگواری ایرانی در عاشورای لبنان

پیشینه شیعیان در بلاد شام (سوریه و لبنان) به سده‌های اولیه اسلام برمی‌گردد. شیعیان جبل عامل از نخستین پیروان و علاقه‌مندان اهل بیت پیامبر (ص) بودند که در دوران خلافت عثمان‌بن عفان (644 ـ 656 م.) به شیعه گرویدند (بارانی، 1388الف: 8/ 17).

با روی کار آمدن صفویان در ایران، حاکمان صفوی همیشه تلاش داشتند با شیعیان و عالمان شیعی در شامات ارتباط برقرار کرده، ضمن نفوذ در آن مناطق، از وجود عالمان شیعی لبنان برای تحکیم پایه‌های قدرت خویش بهره بگیرند. حتی از تاجران و بازرگانان شیعه نیز برای نفوذ در این مناطق استفاده می‌کردند. این پیوند و وفاق به اندازه‌ای رسید که عثمانی‌ها بعضی از سران و رهبران و بزرگان شیعه لبنان را اعدام کردند (همان، 25- 26). این فشارهای عثمانی و آن درخواست‌های دولت صفوی زمینۀ مهاجرت دو طرفه را بیشتر کرد.

مهاجرت شیعیان لبنان به ایران با انگیزه تبلیغ و تبیین شیعه در دولت تازه‌تأسیس صفوی گاه انفرادی و گاه خانوادگی انجام می‌گرفت و علمای مهاجر پس از ورود به ایران در نهادهای مذهبی صفویان به مقامات بالایی دست می‌یافتند (همان، 28). این مراودۀ دو طرفه در طول تاریخ چندصدساله موجب انتقال فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی به لبنان شد. به گونه‌ای که در پاره‌ای از زمان‌ها زمینه‌های نفوذ و حضور فرهنگ شیعه ایرانی، حتی در دوران خود سید محسن امین بیشتر بوده است. برای مثال در مدارس زیر نظر محسن امین معمولاً سه نوع زبان خارجی تدریس می‌شد؛ ترکی استانبولی، فارسی و فرانسوی (مرون، 1393: 1/ 339) خود این نشانۀ نفوذ و حضور فرهنگ ایرانی در آن منطقه بوده است.

بعدها تأثیرپذیری شیعیان لبنان از فرهنگ عزاداری ایران، به ویژه در مسئلۀ لطم و صدمه رساندن به بدن شدت بیشتری داشته است (همان، 1387: 40؛ بارانی 1388ب: 7/ 280). به ویژه از اوایل قرن حاضر، آیین‌های عزاداری تقلیدی در حومه جنوبی بیروت کاملاً مشهود بوده است. پیش از تأثیر فرهنگ عزاداری ایرانی، شیعیان لبنان مجالس عزاداری در منازل داشتند و در طول تاریخ با برگزاری همین نوع مجالس، تاریخ عاشورا را زنده نگه‌می‌داشتند، اما از صد سال پیش بود که اعمالی مثل لطم (زنجیرزنی و سینه‌زنی و قمه‌زنی و...) از ایران به جنوب بیروت راه یافت (ورنر 1382: 33 و 42؛ بارانی، 1388ب: 7/ 285)؛ تا آنجا که شیعیان لبنان نیز به تقلید از عزاداری ایرانی، دستجات سینه‌زنی و زنجیرزنی و مراسم تعزیه به راه انداختند (همان) که با فرهنگ بومی آنجا مغایرت داشت. از آداب و نمادهای عاشواریی برگرفته از ایران این است که مردم آرام صحبت می‌کنند، خندیدن را عملی ناپسند می‌دانند و بسیاری سعی دارند لباس مشکی یا رنگ مایل به تیره بر تن کنند؛ در واقع در طول ماه محرم، کثرت رنگ سیاه به طرز جالب توجهی حومۀ جنوبی بیروت را از دیگر نواحی شهر متمایز می‌کند (بارانی 1388ب: 306) و این نیست جز تأثیرپذیری از فرهنگ سوگواری ایرانی؛ البته فرهنگ ایرانی تأثیر مثبت هم داشته است و آن نفوذ اندیشۀ اصلاح‌طلبی ایرانی است.

محسن امین حتی دسته‌های عزاداری «مواکب الحسینیه» را هم برگرفته از شیوۀ سوگواری ایرانیان می‌دانست و مخالفت می‌کرد (مرون 1387: 88 و 89). نمایش دراماتیک صحنۀ کربلا در منازل لبنانی و دادن چای و قهوه و شیرینی به نیت امام حسین (ع) و نان مخصوص به یاد حضرت عباس (ع) از دیگر نمادهای سوگواری ایرانیان در لبنان بوده است (همان، 89). حضور زنان در این مجالس به‌ویژه در تعزیه‌خوانی و واکنش منفی آنان به بازیگران نقش دشمنان امام حسین (ع)، مثل ناسزا گفتن به بازیگر نقش شمر و پرتاب کردن لنگ کفش به طرف او، تداعی واکنش زنان ایرانی است (همان، 92). بعضی از اعمال عزاداری در بین مردم لبنان و دمشق به نام ایرانی معروف شده بود؛ دستۀ قمه‌زنی جوانان را «حلاقه عجمیه» (آرایش ایرانی) می‌نامیدند (همان، 96). این مسئله نشانۀ نفوذ فرهنگ عزاداری ایرانی در بین شیعیان لبنان است.

5. پیامدهای رویکرد اصلاحی علمای ایرانی و لبنانی

فرهنگ پدیدۀ پیچیده‌ای از آداب و رسوم، اندیشه، هنر و شیوۀ زندگی است که در طی تجربۀ تاریخی اقوام و تبادل با دیگر ملت‌ها شکل می‌گیرد و قابل انتقال به نسل‌های بعدی یا دیگر مناطق است (انوری 1381: 6/ 5346). فرهنگ دربرگیرندۀ ارزش‌ها و باورهای مشترک جامعه است که موجب تداوم همبستگی و وحدت میان افراد می‌شود. آثار ادبی، هنری، فکری، آداب و رسوم، سنت‌ها، نمادها و اخلاقیات از جمله فرهنگ‌های معنوی جامعه هستند (وثوقی و نیک‌خلق، 1385: 122 و 123؛ یوسفیان، 1368: 21). آداب و سنن سوگواری و نمادهای عزاداری حسینی در بین شیعیان مناطق مختلف جهان نیز جزو فرهنگ‌های مردم همان مناطق به حساب می‌آیند و این تفاوت فرهنگی را به وجود می‌آورد. پس نمی‌توان گفت آداب و رسوم سوگواری عاشورا در بین تمام شیعیان جهان یکی است. همان‌طور که سوگواری‌های دینی و مذهبی که الآن در بین مسلمانان به‌ویژه شیعیان جاری و ساری است، در روزگار پیامبر (ص) و ائمۀ شیعه (ع) وجود نداشته است؛ اگر هم می‌بود، در شکل و قالب خاصی بوده است. محافل سوگواری صرفاً شکل ساده‌ای داشت و با چندتا شعرخوانی شاعر و نوحه‌سرایی مداحی به پایان می‌رسید و فاقد ابزار و آلات سوگواری امروزی بود. از نمادها، رمزها و نشانه‌های امروزی سوگواری در آن دوران خبری نبوده است. پس نمی‌توان از دین و مذهب چیزی به نام سنت سوگواری اقتباس کرد، آنچه به عنوان سنت و آداب عزاداری مطرح و مرسوم است، حاصل نوآوری‌ها، خلاقیت‌ها و سلیقه‌های عموم مردم دین‌داری است که در هر زمان و مکان شکل خاصی به خود گرفته است. از این رو باورها و آیین‌های سوگواری ایرانیان که آمیزه‌ای از آداب و سنن و باورهای کهن ملی و اسلامی است، اختصاص به ایران و ایرانی دارد و نمی‌توان انتظار داشت سنت‌ها و نمادهای عزاداری شیعیان غیرایرانی همانند ایرانیان باشد. هر دولت و ملتی دارای فرهنگ ویژه خود است. حتی دو کشور همسایه که زمانی در یک حوزۀ تمدنی بوده و کشور و امپراطوری واحدی را تشکیل می‌دادند، پس از جدایی و استقلال تلاش می‌کنند برای خود هویت‌سازی کرده، فرهنگ مستقلی بسازند. با همۀ این تفاوت‌ها، ممکن است در طول تاریخ، به علل گوناگون تبادل فرهنگی نیز بین کشورها و ملت‌های هم‌جوار یا هم‌مذهب وجود داشته باشد و به سبب تأثیر و تأثر، سنت‌ها و رسوم را از هم اقتباس کرده باشند. به ویژه عناصر فرهنگی که ریشه در دین و مذهب داشته باشد، شباهت‌ها و مشترکاتی بین هم‌کیشان دیده می‌شود.

پس اصلاح آسیب‌ها و مبارزه با کجی‌ها و خرافات توسط عالمان شیعی لبنان، مبارزه با انحرافاتی بوده است که در احکام و قوانین الاهی و سنت‌های اسلامی و مذهب تشیع وارد شده بود. حال این انحرافات و خرافات یا از عادات و آداب و رسوم سنتی پیش از اسلام بود یا از رسم و رسوم قبیلگی و فرهنگ محلی یا در مواجهه با دیگر فرهنگ‌های مهاجم وارد اسلام شده بود و به غلط به نام سنت اسلامی رواج پیدا کرده بود.

به همین منظور، سید محسن امین فتوا داد قمه‌زنی و اعمال دیگری از این قبیل، در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذای نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعۀ اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده، آن‌ها را وحشی قلمداد می‌کنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین است و خدا و پیامبر (ص) و اهل بیتش از آن راضی نیستند (امین، 1960: 10/ 363). ایشان تأکید داشتند در عزداری‌ها باید از سیره ائمه (ع) پیروی کرد و اگر آن بزرگواران تصریحی در این امور نکرده‌اند، باید از شیوه‌ای منطقی و عاقلانه پیروی کرد (امین 1973: 19 و 20). با این فتوا و دیدگاه، تبلیغات و حملات فراگیری بر او آغاز شد و گفتند عزای حسینی را حرام می‌داند. پس گروهی نیز او را به خروج از دین متهم کردند و با عنوان جهاد مقدس بر ضد او به پا خاستند (امین 1960: 10/ 363).

با بررسی منابع تاریخی می‌بینیم این اندیشه و روحیۀ اصلاح‌گری در پیوند با سایر مراجع و علما و روحانیت شیعه در دیگر مناطق، به‌ویژه ایران و عراق بوده است. چنان‌که پس از آغاز اصلاحات نیز این عالمان و اندیشمندان دیگر بلاد شیعی بودند که از او حمایت کرده و مقومش بودند. سنت و روال طبیعی حوزه‌های علمیه شیعی و پیوند بین روحانیت شیعه بیشتر این‌گونه بوده است که از هم تأثیر می‌پذیرفتند و مُبلغ اندیشه‌های اساتید خود بودند. بنابرین محسن امین نیز پیوندی با مراجع و علمای ایران و ایرانی مقیم عراق داشت و مستقیم و غیرمستقیم از آنها تأثیر گرفته و آن‌ها را الگو قرار داده است و در مبارزه با تحریفات و خرافات از روش و حمایت معنوی آنها بهره می‌گرفت.

عالمان و مراجعی از ایران یا ایرانی مقیم عراق از ایشان حمایت کرده، فتاوایی در تأیید ایشان صادر کردند. از آن میان آیت‌اللّه سید ابوالحسن اصفهانی ـ که درآن زمان مقام ریاست تامه و مرجعیت عامه را داشت ـ به طرفداری از محسن امین و کتابش التنزیه فتوا صادر کرد و به صراحت گفت: «ان استعمال السوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مایجری الیوم أمثاله فی مواکب العزاء بیوم عاشورا انّما هو محرم و غیر شرعی (حاج سیدجوادی، 1383: 2/ 531؛ امین، 1960: 10/ 378)؛ همانا استفاده از امثال شمشیر و زنجیر و طبل و بوق و امثال آنچه امروزه در دسته‌ها و مواکب عزاداری عاشورا رایج شده است، قطعاً حرام و غیرشرعی است. چند تن از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی نیز با نوشتن مقاله و خطابه و سرودن شعر، محسن امین و نظریات اصلاحی وی را مورد ستایش و حمایت قرار می‌دادند (مرون 1387: 123- 124).

محسن امین در راستای پیش‌برد دیدگاه اصلاح‌طلبانه و سیر مطالعاتی خود، گاهی به کشورهای مسلمان سفر می‌کرد. به ایران و عراق هم سفر کرد. در این سفرها با علما و اندیشمندان اصلاح‌گر دیدار می‌کرد و تأثیر می‌گذاشت و تأثیر می‌گرفت. آن هم در اوج جبهه‌گیری مخالفان بر علیه او، به ویژه در نجف. با این حال در نجف مورد استقبال علما و روحانیت قرار گرفت. علاقه و اعتماد سید ابوالحسن اصفهانی به محسن امین به اندازه‌ای بود که در صف جلوی پیشوازکنندگان از او بود (همان، 134؛ الخلیلی، 1963: 1/ 216).

در بصره نیز آیت‌اللّه سید مهدی قزوینی به حمایت از علامه سید محسن امین برخاست و در آثار خویش به انتقاد از قمه‌زنی پرداخت. ایشان یک سال پیش از انتشار کتاب التنزیه نیز در کتابی به نام کشف الحق لغفله الخلق از قمه‌زنی انتقاد کرد و مدتی پس از سید محسن امین نیز انتقاداتش را در کتاب دوله الشجره الملعونه الشامیه علی العلویه تکرار کرد. وی بر این اعتقاد بود که استفاده از آهن، یعنی زنجیر و قمه در مراسم عزاداری حدود یک قرن قبل و توسط مردمانی که تسلط زیادی به قوانین شریعت نداشتند، پدید آمده است (مرون 1387: 105).

یکی دیگر از علمای شیعه ساکن عراق که با محسن امین در ارتباط بود و از او حمایت می‌کرد، عبدالکریم جزایری، از شاگردان و نزدیکان سید ابوالحسن اصفهانی بود (همان: 132، پاورقی؛ امین 1418: 3/ 152). جالب است که گروهی از زهاد و عباد معروف نیز از او حمایت کردند. از آن میان شیخ علی قمی معروف به «زاهد» بود. وی از شاگردان عارف بزرگ حسینقلی همدانی و پس از او از خواص آیت‌اللّه کشمیری بود که در زمان حیات خویش ضرب‌المثل تقوی و زهد بود؛ به گونه‌ای که همه اهل علم از عرب و عجم بر این نکته اتفاق داشتند که او پرهیزگارترین عالم زمان خویش است (همان؛ الخلیلی، 1963: 1/ 212).

همچنین یکی از شاگردان آیت‌اللّه محمدکاظم خراسانی، به نام «محمد الکنجی النجفی» در حمایت از اصلاحات و اصلاح‌طلبی محسن امین در زمینه عاشورا کتاب افشای فریب‌ها و نیرنگ‌ها در موضوع پاکسازی و تنزیه را نوشت (مرون، 1387: 121). عالم ایرانی‌الاصل، هبه‌الدین شهرستانی نیز یکی از مدافعان و تأثیرگذاران بر اصلاح‌طلبان و هوادار جدی و محکم محسن امین بوده است (همان).

اساتید ایرانی سید محسن امین نیز از حامیان او بودند. علمایی چون: احمد الکربلایی، محمدباقر نجم آبادی، ملا فتح‌اللّه اصفهانی (شیخ‌الشریعه)، ملا کاظم خراسانی (آخوند خراسانی) و رضا همدانی (همان: 157). سید محسن امین، از سال ۱۳۰۸ ق. تا ۱۳۱۱ ق. نزد سید احمد کربلایی تهرانی شاگردی کرد و تحت تأثیر روحی و اخلاقی و علمی ایشان بود (امین، 1960: 2/ 472؛ صدوقی، 1359: 134).

آیت‌اللّه رضا همدانی، از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و میرزا محمدحسن شیرازی (۱۲۲۴ ـ ۱۳۱۲ ق.) بود که سید محسن امین چند سال در درس او شرکت کرد و از نزدیک با شیوه زندگی و اخلاق و نظراتش آشنا بود (امین 1960: 7: 20). از بین این تربیت‌یافتگان درس رضا همدانی، دو نفر موفق به کسب اجازه اجتهاد شدند که یکی سید محسن امین بود (همدانی 1376: 38).

غیر از محسن امین، عالمان دیگری نیز در لبنان بودند که نگاه اصلاح‌طلبانۀ آنان برگرفته از ایران و ایرانیان بود. موسی شراره که سال 1880 م. از عراق به جبل عامل آمد، حرکت‌های احیاگری و اصلاح‌طلبی را با الهام از مجالس سوگواری حسینی و عالمان شیعه ساکن عراق و ایران آغاز کرد و مجالس و محافل مذهبی جبل عامل را به گونه‌ای جدید برنامه‌ریزی کرد و تنوع بخشید. علاوه بر دهه محرم، همچون ایرانیان شیعه، مجالس سوگواری حسینی را به مجالس فاتحه و منازل در طول سال گسترش داد (امین 1960: 10/342).

بیشتر اساتید ایشان در نجف ایرانی بودند. کسانی مثل شیخ محمدعلی خوانساری، شیخ ملاعلی همدانی، شیخ محمدتقی ایروانی (در حکمت)، شیخ محمدتقی گلپایگانی (در حکمت و فلسفه)، شیخ ملاحسین قلی همدانی (در اخلاقی و سلوک)، شیخ ملا محمدکاظم آخوند خراسانی (همان، 6/ 136؛ همان، 9/ 257؛ حرزالدین، 1405: 2/ 214 و 3/ 58- 59). شراره با تأثیر از همین اساتید بود که به احیاگری و اصلاح‌گری گرایش پیدا کرد و تلاشی فراوان کرد تا رسوم ناپسند و سنت‌های نامشروع و خرافات را از چهرۀ دین بزداید و هم از اصلاح‌طلبانی چون محسن امین حمایت کند.

حسن یوسف مکی نیز از دیگر عالمان لبنانی بود که از عراق (سال 1895 م.) به وطن برگشت و راه موسی شراره را ادامه داد. اگر موسی شراره با کنار گذاشتن کتاب و روضه‌خوانی‌های غیرمستند و قدیمی و گسترش و نظم و انضباط دادن به مجالس عزاداری، آغازگر اصلاحات بود، حسن یوسف مکی درصدد اصلاح کیفیت عزاداری و مخالفت با بعضی مراسم‌ تقلیدی همچون قمه‌زنی، زنجیرزنی، شبیه‌خوانی و... برآمد. در ادامه، عالمانی چون «نجیب فضل‌اللّه» نیز مخالف سینه‌زنی و... بود.

سید محسن امین نیز ادامه‌دهندۀ راه همسلکان و هم‌فکران خود شد. او نیز تحت‌تأثیر اساتید و دوستان ایرانی خود و فتاوای مجتهدانی چون میرزای شیرازی، میرزای قمی و سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین کاشف الغطا هر کار مخالف عقل را حرام و رهبری اصلاحات دینی را در لبنان بر عهده گرفت.

به طور خلاصه پیامدهای رویکرد اصلاحی علمای ایرانی و لبنانی عبارت‌اند از:

1. تأکید بر پیروی از سیرۀ ائمه (ع) در سوگواری‌ها؛

2. صدور فتوا از جانب محسن امین و دیگر علمای هم‌فکر او مبنی بر حرام بودن قمه‌زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی؛

3. حملات فراگیر علیه سید محسن امین به حدی که گروهی او را به خروج از دین متهم کرده، جهاد مقدس بر ضد او را اعلام کردند؛

4. حمایت برخی مراجع و علمای ایران و عراق و... از محسن امین، حتی گروهی از زهاد و عباد معروف، مثل شیخ علی قمی، شیخ جعفر ندیری و آیت‌اللّه کشمیری که هر کدام در زمان حیات خویش ضرب‌المثل تقوی و زهد بودند؛

5. نگارش کتاب و مقالات متعدد در حمایت یا مخالفت با اصلاحات، در نتیجه پویایی و تحرک حوزه‌های علمیه و جوامع علمی، به ویژه بین شیعیان.

نتیجه

آنچه در فرجام پژوهش می‌توان گفت این است که فرهنگ مذهبی شیعیان ایران و لبنان، به ویژه عالمان شیعی همیشه در پیوند با هم و اثرگذاری و اثرپذیری از هم بوده است. در این تبادل فرهنگی، گاه آسیب‌ها و ناهنجاری‌های مذهبی نیز منتقل شده است که از آن میان تحریفات و خرافات عاشورا است؛ نفوذ پاره‌ای از آداب و رسوم سوگواری عاشورای حسینی که هم مخالفانی در بین علمای ایرانی و هم لبنانی داشته است، یک‌سویه نبوده است که بگوییم فقط آداب و نمادهای خرافی و تحریف‌شدۀ سوگواری عاشورا از ایران به لبنان رسوخ کرده است، نه! اندیشه اصلاح‌گری علمای ایرانی ساکن در ایران و عراق، به‌ویژه در دوران مشروطه و بعد از آن نیز تأثیر گذاشته است.

اصلاح‌طلبی علمای لبنانی در بازه زمانی‌ای که مورد نظر و پژوهش خانم مرون بود هم همین‌گونه بوده است و بی‌تأثیر از عالمان ایرانی نبوده و خودش تأثیرگرفته از اصلاح‌طلبی علمای ایرانی بوده است. این امر ناشی از پیوستگی عمیق بین علمای شیعه، به خصوص پیوند بین اساتید و شاگردان در سنت تحصیلات حوزه‌های علمیه شیعه است. پس همان‌طور که بعضی از آداب و نمادهای عزاداری ایرانی به لبنان منتقل شده است، به نظر می‌رسد جنبش اصلاح‌طلبی آنها به رهبری سید محسن امین نیز متأثر از اصلاح‌طلبی اندیشمندان و علمای ایرانی، به‌ویژه دوران انقلاب مشروطه و پس از آن باشد. حتی به نوعی می‌توان گفت اصلاحات شیخ محسن امین، به ویژه در روش اصلاحات درسی، علاوه بر هم‌زمانی با دوره شیخ عبدالکریم حائری در ایران، برگرفته از روش اصلاحات ایشان نیز بوده است.

همان‌طور که نزاع و مناقشۀ فکری بین اصلاح‌طلبان و مخالفان اصلاحات امور مذهبی، به‌ویژه در سنت‌های عزاداری عاشورا در عراق تحت‌تأثیر رقابت‌ها و دعواهای همین تفکرات در ایران و الگوبرداری از همان نزاع‌های ایرانی بوده است. شیعیان لبنانی نیز مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر نزاع‌های عراقی و ایرانی بوده‌اند. محسن امین تحت تأثیر اساتید و علمای ایرانی ساکن عراق نیز بود و حتی در امر اصلاحات مورد حمایت آنها قرار داشت.

پی‌نوشت



[i]. “UN REFORMISME CHIITE: ULEMAS ET LETTRES DU GABAL AMIL (ACTUEL LIBAN-SUD) DE LA FIN DE L’INDEPENDANCE DU LIBAN”, Sabrina MERVIN, KARTHALA-CERMOC-IFEAD,2000, Paris., 520 pages.

منابع

اکبری بیرق، حسن (1379). مبانی فکری ادبیات مشروطه، تهران: پایا.

الگار، حامد (1362). نهضت بیدارگری در جهان اسلام، محمدمهدی جعفری، تهران: شرکت انتشار، چاپ اول.

امین، حسن (1418). مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت: دارالتعارف.

امین، محسن (1960). اعیان الشیعه، حسن الامین، بیروت: بی‌نا، چاپ چهارم.

امین، محسن (1973). رسالة التنزیه الاعمال الشبیه، جلال آل احمد، تهران.

امین، محسن (1974). رحلات، بیروت: بی نا، دوم.

انوری، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، چاپ اول.

آبراهامیان، یرواند (1379). ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، کاظم فیروزمند، تهران: مرکز، چاپ سوم.

آخوندزاده، میرزافتحعلی (2016). مکتوبات کمال الدوله، به کوشش علی‌اصغر حقدار، ترکیه: باشگاه ادبیات، چاپ اول.

آدمیت، فریدون (1340). فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت ایران، بی‌جا: سخن.

آدمیت، فریدون (1357). اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی، تهران: پیام، چاپ دوم.

آذرنوش، آذرتاش (1379). فرهنگ معاصر عربی فارسی، تهران: نی، چاپ اول.

آشوری، منوچهر (1380). دانشنامه سیاسی، تهران: مروارید، چاپ ششم.

آلاندوزلی، محمد (1381). «کتاب شناسی توصیفی ـ انتقادی پیرامون تحریف‌های عاشورا»، آیینه پژوهش، ش 78، ص 159-185.

بارانی، محمدرضا (1388). ترجمه و نقد مقالات خاورشناسان، قم: خاکریز، چاپ اول.

بارانی، محمدرضا (1388). مجموعه مقالات همایش بین‌المللی تشیع و خاورشناسان، بارانی، قم: خاکریز، چاپ اول.

بصیرت منش، حمید (1376). علما و رضاشاه، تهران: عروج، چاپ اول.

بیرجندی، محمدباقر (1385). کبریت احمر در شرایط منبر، علیرضا اباذری، قم: صبح پیروزی.

پاشاپور، حمید (1382). نهضت‌های اسلامی، بازیگران جدید نظام بین الملل، تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، چاپ اول.

تهرانی، آقابزرگ (1975). الذریعة، بیروت: دارالاضواء، ج هجدهم.

جریان‌های فکری مشروطیت (1386). مجموعه سخنرانی‌ها و مقالات، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چاپ اول.

حاج سیدجوادی، احمد (1383). دایرة المعارف تشیع، تهران: شهید سعید محبی، چاپ سوم.

حرزالدین، محمد (1405). معارف الرجال، قم: مکتب آیت‌اللّه مرعشی نجفی.

حسون، محمد (1432). رسائل شعار الحسینیه، قم: رافد، ج ۱، چاپ اول.

الخلیلی، جعفر (1963). هکذا عرفتهم، بغداد: بیروت: چاپ چهار.

الخلیلی، جعفر (1987). موسوعة العتبات المقدسه، بیروت: مؤسسة الاعلمی.

خمینی، روح‌اللّه (1412). کشف اسرار، بیروت: دارالمکتبه الرسول.

رشیدی، بهروز (1392). امام خمینی و نهضت احیای تمدن اسلامی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول.

صالحی، سید عباس (1386). «پیشینه و جریان‌شناسی مبارزه با آسیب‌های فرهنگ عاشورا»، پگاه حوزه، ش 127، ص 4-8.

شرف‌الدین، عبدالحسین (1950). الی المجمع العلمی العربی بدمشق، لبنان، صیدا: مطبعة العرفان، چاپ اول.

شرف‌الدین، عبدالحسین (1981). المجالس الفاخرة فی ماتم العترة الطاهره، بیروت: دارالزهراء، چاپ دوم.

شیرودی، مرتضی (1390). جنبش‌ها و نهضت‌های سیاسی اسلامی معاصر، قم: زمزم هدایت، چاپ
اول.

صدوقی‌سها، منوچهر (1359). تاریخ حکما و عرفاء متأخرین صدر المتالهین، تهران: انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران.

فردید، سید احمد؛ ابوالحسنی (منذر)، علی (1384). «مشروطه دفع فاسد به افسد»، زمانه، ش 35، ص 7-8.

قزوینی، محمدمهدی (1345 الف). صوله الحق علی جوله الباطل، بصره: مطبعه الوطنیه.

قزوینی، محمدمهدی (1345 ب). کشف الحق لغفله الخلق، بغداد: مطبعه دارالسلام.

کاشف‌الغطا، محمدحسین (1426). الفردوس الاعلی، محمدعلی قاضی طباطبایی، قم: دارالانوار الهدی.

کسروی، احمد (2011). شیعی‌گری، محمد امینی، آمریکا: شرکت کتاب.

الگنجی، محمد (1347). کشف التمویه عن رسالات التنزیه، نجف: بی‌نا.

گودرزی، فاطمه (1383). مبانی قرآنی اندیشه‌های اصلاح‌گرایانه امام خمینی در مقایسه با سیدجمال‌الدین اسدآبادی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول.

محمدی، منوچهر (1390). بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ چهارم.

مرتضی عاملی، جعفر (1425). أحیوا أمرنا، بیروت: لمرکز الاسلامی للدراسات.

مرون، سابرینا (1387). مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با تحریفات عاشورا، حسن فرشتیان، قم: حبیب، چاپ اول.

مرون، سابرینا (1393). جنبش اصلاح‌طلبی شیعی لبنان، اسداللّه علوی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ اول.

مسائلی، مهدی (بی تا). «قمه‌زنی سنت یا بدعت»، قم: گلبن، ش 8.

مطهری، مرتضی (1372). بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، تهران: صدرا، چاپ هجدهم.

میرزائی، حسین (1380). جلال اهل قلم، تهران: سروش.

نائینی، محمدحسین (1361). تنبیه الامر و تنزیه المله، مقدمه و تحشیه محمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشارات.

وثوقی، منصور و نیک‌خلق، علی‌اکبر (1385). مبانی جامعه‌شناسی، وثوقی، تهران: بهینه، چاپ شانزدهم.

ورنر، اند (1382). «اختلاف نظر علما درباره برخی از جنبه‌های سوگواری محرم»، ترجمه جعفر جعفریان، آینه پژوهش، شماره 84، ص 33-42.

همدانی، رضا (1376). مصباح الفقیه، قم: المؤسسه الجعفریه.

یوسفیان، جواد (1368). «نگاهی به مفهوم فرهنگ»، ماهنامه رشد آموزش علوم اجتماعی، شماره 2، ص 21-25.