گرایش مدنیان به امام علی (ع) با بهره‌گیری از راویان مدنی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب و پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

2 استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

چکیده

بنا به شواهد و قرائن تاریخی، مدینه هرچند مولد و موطن تشیع است، ولی هیچ‌گاه یکی از اقطاب تشیع نبوده است. به عبارت دیگر، مدینه را نمی‌توان شهری شیعه‌خیز دانست. اما این بدان معنا نیست که اهالی آن هیچ‌گونه تمایلی به اهل بیت (ع) نداشته‌اند، بلکه گرایش‌های ‌حبی، سیاسی و علمی هر یک به فراخور خود در برهه‌های مختلف وجود داشته است. این مقاله درصدد رمزگشایی از گرایش مردم مدینه به ائمه (ع)، پس از رحلت پیامبر (ص) تا پایان عمر شریف امام علی (ع) (40 ه.ق.) است. این مسئله در گرایش به امام علی (ع) متبلور است و احرازِ آن روش‌های گوناگونی دارد که نگارنده در مقالات دیگری کاویده است. روش به‌کاررفته در این مقاله، بررسی محل سکونت راویان احادیث امام علی (ع) به عنوان جامعه نمونه آماری، برای کشف میزان گرایش اهل مدینه به ایشان است. نتیجه، کشفِ تساوی تقریبی راویان مدنیِ امام علی (ع) نسبت به مجموع راویان غیرمدنی ایشان و اثبات گرایش راویان مدنی احادیث به حضرت علی (ع) و در نتیجه اطلاع نسبی از گرایش مدنیان به ایشان است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Tendency of the People of Medina to Imam Ali (AS) as Viewed by Madani Narrators

نویسندگان [English]

  • Mahdi Noormohammadi 1
  • Mostafa Sadeqi 2
1 PhD student in University of Religions and Denominations and researcher in Islamic Sciences and Culture Academy
2 Assistant Professor, Islamic Sciences and Culture Academy
چکیده [English]

According to historical evidence, Medina is the birthplace and home of the Shiite, but it has never been a center of the Shia. In the other words, Medina isn’t a Shiite town originally, but it doesn’t mean that the people of Medina have no tendency to Ahl al-Bayt. But rather there have been emotional desire and political and scientific tendency in different levels. This article attempts to decode the tendency of people of Medina to Imams, after demise of the prophet until the noble life of Imam Ali (40 AH); obviously this is reflected in the tendency to Imam Ali. It has been explored in various ways by researcher. This paper studies the origin of narrators of Medina, who narrated the Hadith from Imam Ali to prove tendency of Medinas people. As a result, the discovery of approximate equality between narrators of Medina and all of narrators, proves the acceptable attitude of narrators of Medina towards Imam Ali's Hadith.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Imam Ali
  • narrators of Medina
  • Imams
  • Ahl al-Bayt

به رغم تحقیقات ارزشمند درباره تاریخ تشیع،[i] تاریخ مدینه[ii] و انصار و مهاجران،[iii] پژوهشی متمرکز راجع به گرایش مردم مدینه به ائمه (ع) و تشیع صورت نگرفته است. نگارنده تحقیق جامعی در این خصوص در بازه زمانی 11-260 ه.ق. به انجام رسانده که ان‌شاءالله در زمان مناسب منتشر خواهد شد. اما پیش از آن و در این تحقیق، برشی از آن پژوهش، برای اثبات گرایش مدنیان به امیرمؤمنان (ع) پیش روی شما است. در این تحقیق، راویان روایات امام علی (ع) به عنوان جامعه نمونه آماری انتخاب شده‌اند. با استفاده از منابع گوناگون در حوزه‌های مختلف، محل سکونت این راویان مشخص می‌شود. با روشن‌شدن این موضوع که بسیاری از این راویان، مدنی بوده‌اند، به این اطلاع نسبی دست خواهیم یافت، که در میان روات احادیث، گرایش محسوسی به امام علی (ع) در میان روات مدنی وجود داشته است؛ و از آنجا که این جامعه، نمونه کوچکی از جامعه مدینه هستند، می‌توان چنین برداشت کرد که جامعه مدینه نیز گرایش چشم‌گیری به امیرمؤمنان (ع) داشته‌ است. انتخاب جامعه راویان برای بررسی، خود به خود بازه زمانی تحقیق را محدود به پس از رحلت پیامبر (ص) تا شهادت علی (ع) می‌کند. همچنین، این تحقیق در پی اثبات تشیع این افراد نیست؛ چراکه تشیع نوع خاصی از گرایش است و نیاز به بررسی مؤلفه‌های بیشتری دارد.

1. مفهوم‌شناسی «مدنیان»

برای ورود به بحث لازم است استفاده خاص از اصطلاح «مدنیان» را در این تحقیق بکاویم. مراد از «مدنیان»، «مردم مدینه» یا «اهل مدینه»، که در طول مقاله بسیار به کار رفته، مجموعهٔ کسانی است که در شهر مدینه از زمان رسول‌الله (ص) تا سال 40 ه.ق. زندگی می‌کردند. این مجموعه شامل انصار، مهاجران و کوچندگان به مدینه پس از فتح مکه می‌شود.

1. 1. انصار: انصار در لغت، جمع «ناصِر» (فراهیدی، 1363: 7/108) و از ریشهٔ «نصر»، به معنای «یاری» است (راغب، 1412: 808). اما در اصطلاح، انصار به «انصارالنبی»، یاران و اعوان پیامبر اسلام (ص) گفته می‌شود (فراهیدی، 1363: 7/108). محققان جدید نیز معتقدند اصطلاح «انصار» در تمایز با «مهاجران» به کار می‌رود. آنان همان اهل مدینه، «بنوقیله» یا اوس و خزرج‌اند، که پیامبر (ص) را یاری کردند. پس از هجرت پیامبر (ص) به یثرب، اصطلاح اوس و خزرج، کاربرد خود را از دست داد و جای خود را به انصار داد (The Encyclopeadia of Islam, 1986: following "alansar"). استفاده قرآن از این اصطلاح (توبه: 100 و 117) نشان می‌دهد که اصطلاح «انصار» از همان زمان رایج شده است. به‌کارگیری این اصطلاح، سبب از میان رفتن فرهنگ جاهلی تفرّق و نزاع قبیله‌ای آن زمان یثربیان و ایجاد وحدت اسلامی میان آنان شد.

1. 2. مهاجران: «مهاجر» در لغت، اسم فاعل از ریشهٔ «هجر» در باب مفاعله است. «الهِجره» و «الهُجره» به معنای ترک سرزمینی به سوی سرزمین دیگر است (ابن‌منظور، 1388: 5/251). دانشمندان لغت‌شناس، با استفاده از آیات قرآن، اصطلاح «مهاجر» را بر کسانی اطلاق می‌کنند که سرزمین خود را رها کرده‌اند و به سوی پیامبر (ص) شتافتند (طریحی، 1408: 4/406). محققان جدید نیز به مسلمانان اهل مکه که قبل، همراه یا پس از پیامبر (ص) تا فتح مکه به مدینه کوچ کردند، مهاجر می‌گویند (The Encyclopeadia of Islam, 1986: following "alansar"). این اصطلاح در همان زمان رایج بود و در قرآن نیز به همین صورت به کار رفته است (توبه: 100 و 117). از آنجایی که برخی از مسلمانان غیرمکی، بدون هجرت، مفتخر به کسب امتیاز «مهاجر» شدند (ابن‌سعد، 1410: 1/291) باید گفت مهاجرانی مد نظر این تحقیق هستند که به مدینه مهاجرت کرده و در آن زیسته‌اند (برای نمونه، نک.: توبه: 100، 117). طرفه آنکه برخی افراد هم مهاجرند و هم انصار و به «مهاجری انصاری» مشهور شدند. برای نمونه، می‌توان به «ذکوان بن ‌عبد قیس» (ابن‌هشام، بی‌تا: 2/460، 431)، «عباس بن ‌عباده» (همان: 464)، «عقبة بن ‌وهب» (همان: 465)، «زیاد بن‌ لبید» (ابن‌عبدالبر، 1412: 2/533)، و «عبدالله بن ‌أنیس» (بلاذری، 1959: 1/249) اشاره کرد. پس از فتح مکه امتیاز هجرت لغو شد (ابن‌سعد، 1410: 2/108). بدین معنا که اگر کسی پس از فتح مکه به مدینه هجرت و در آن زندگی کرده باشد، هرچند «مدنی» محسوب می‌شود، ولی «مهاجر» به حساب نخواهد آمد و مد نظر خطابات قرآنی و بهره‌مند از اجر و ثواب هجرت نخواهد بود؛ آنچنان که در پی خواهد آمد.

1. 3. کوچندگان به مدینه پس از فتح مکه و رحلت رسول خدا (ص): مراد از این کوچندگان کسانی است که پس از فتح مکه یا پس از درگذشت رسول‌الله (ص) به مدینه مهاجرت کردند و در این شهر اقامت گزیدند، هرچند مهاجر و انصار نیستند. در نگاه عرف، کسی که در جایی سکونت گزیند، پس از مدتی که ملاکش عرف است، اهل آنجا محسوب می‌شود. البته مدت‌های کوتاه، مد نظر و مفید فایده نیست؛ چراکه ممکن است افراد زیادی در زمان رسول‌اللّه (ص) برای زیارت ایشان یا اسلام‌آوردن به مدینه آمده باشند یا پس از پیامبر (ص) برای زیارت بیت‌اللّه‌ الحرام و قبر رسول‌اللّه (ص) از مدینه عبور کرده باشند. پس افرادی مد نظر هستند که مدت معتنابهی را در مدینه ساکن بوده‌اند.

در پایان این بخش، ذکر چند نکته لازم است:

اول آنکه، قسمت عمدهٔ جمعیت «اهل مدینه» را انصار تشکیل می‌دهند. لذا اگر در جاهایی، تحقیق بر روی انصار متمرکز شد، این انحراف تمرکز، مخل به محدودهٔ جمعیتی تحقیق نیست، چراکه بدین وسیله نیز، هدف مقاله، که دست‌یابی به اطلاعی نسبی است، حاصل می‌شود.

دوم آنکه، این تعریف از «اهل مدینه» در منابع کهن و معتبر آمده است، چنان‌که یعقوبی نیز درباره اهل مدینه می‌گوید: «أهلها المهاجرون والأنصار والتابعون» (یعقوبی، 1422: 151).

سوم آنکه، این «اهل مدینه بودن»، با خروج از مدینه و سکونت در جای دیگر از بین نمی‌رود. افراد بسیاری را می‌بینیم که دانشمندان علم صحابه‌نگاری، رجال، انساب و تاریخ، آنان را «مدنی» معرفی کرده‌اند و در همان حال گزارش سکونت آنها در جای دیگری عرضه شده است. برای نمونه، جعفر بن‌ عبداللّه بن ‌حکم بن ‌رافع بن ‌سنان انصاری حکمی، اهل مدینه رسول‌الله (ص) و ساکن بغداد معرفی شده است (سمعانی، 1962: 4/206). ابواسحاق، ابراهیم بن ‌سعد بن‌ ابراهیم زهری، نوادهٔ عبدالرّحمان بن‌ عوف و از راویان ابن‌اسحاق نیز، نمونهٔ مناسبی است که از اهل مدینه و نزیل بغداد شمرده شده است (قاضی ابرقوه، 1377: 1/20).با این نگاه، اگر کسی زمان معتنابهی از عمر خویش را در مدینه سپری کرده و سپس به جای دیگری کوچ کرده باشد، گرایش‌های او را می‌توان به عنوان فردی مدنی بررسی کرد، مگر آنکه دلیل مقبولی بر قبول آن گرایش از منطقه دوم سکونت وی در دست داشته باشیم. در زمان کنونی نیز افرادی که در شهری غیر از شهر اصلی خودشان سکنا می‌گزینند، معمولاً از نسبت اخلاقی، روحی، رفتاری و کرداری خود با وطن نخستشان، رها نمی‌شوند.

چهارم آنکه، خروج از مدینه و سکونت در جای دیگر می‌تواند شخص را منسوب به دو وطن کند. برای نمونه، زید بن ‌عبدالله حناط، «کوفی جمحی و اصله مدنی» (طوسی، 1388: 207)، عثمان بن ‌حکیم بن‌ عباد بن ‌حنیف أبوسهل انصاری، «المدنی الکوفی» (ذهبی، 1992 ب: 8/483)، إسحاق بن‌ سعید بن ‌اشدق، عمرو بن‌ سعید بن‌ عاص اموی (همان: 10/72) و أبوعبدالله، حسین بن ‌زید بن ‌علی بن ‌حسین بن ‌علی بن ‌أبی طالب (ع) «المدنی، ثم الکوفی» (همان: 12/122) معرفی شده‌اند.

2. بررسی روش تعیین گرایش مردم مدینه به امام علی (ع) بر اساس راویان ایشان

یکی از روش‌هایی که می‌توان در تعیین گرایش اهل مدینه به علی (ع) و تشیع به کار برد، بررسی کسانی است که از ایشان روایت نقل کرده‌اند و نامشان در کتاب‌های رجالی ثبت شده است. بدین صورت که مشخص شود از حدود 448 راوی که از امام علی (ع) حدیث نقل کرده‌اند (طوسی، 1388: 57-89)، چند درصد مدنی بوده‌اند و چند درصد غیرمدنی و از این نسبت میزان گرایش مردم مدینه به علی (ع)، البته به صورت نسبی به دست آید. اما این کار دو اشکال دارد:

1. همه شیعیان، راوی حدیث نیستند.

2. همه راویان حدیث امام علی (ع)، شیعه نیستند، چه آنکه بسیاری از غیرشیعیان از امام علی (ع) و سایر ائمه (ع) روایت کرده‌اند. حتی ممکن است بعضی از راویان حدیث، با ایشان دشمن یا مخالف باشند.

با وجود این دو نقد، چون هدف ما کسب اطلاع نسبی از گرایش مردم مدینه است و با توجه به اینکه در کتاب‌های رجال، اصل بر این است که راوی از صحابی باشد، مگر کسی که با دلیل متقن خارج شود و نیز چون جامعه راویان به عنوان جامعه‌ای آماری برگزیده شده‌اند، راویان احادیث و صحابی امام علی (ع) را بررسی می‌کنیم.

3. بررسی راویان مدنی امام علی (ع)

با توجه به تفاوت تعداد راویان امام علی (ع) در منابع رجالی مختلف، لازم بود یک منبع، مبنای کار قرار گیرد. از این‌رو کتاب رجال طوسی و تصریح‌های موجود در آن مبنا قرار داده شد. این بدان معنا نیست که فقط از کتاب طوسی استفاده شده است، چراکه درباره سکونت افراد زیادی که در کتاب مذکور درباره آنان تصریحی نداریم، شواهد و قرائن موجود در منابع گوناگون و معتبر رجالی، تاریخی، روایی و ... به کار گرفته شده است.

از جمله این شواهد و قرائن، صحابی رسول‌الله (ص) بودن است. شاهد دیگر نقل روایت از راویان مدنی است. این نقل باید از راوی‌ای باشد که حضور ناقل در مدینه محرز شود. در این قسمت، حتی به نقل روایت از شخص امام علی (ع) اکتفا نشده است، چراکه ممکن است این روایت در کوفه از ایشان شنیده شده باشد. از این‌رو این قرینه باید با قرائن دیگر یاری شود. از قرائن دیگر برای اثبات سکونت شخص در مدینه می‌توان به دنباله اسم آنان و توصیفاتی چون مهاجر، مدنی، انصاری، اوسی، خزرجی، ساعدی و بدری توجه کرد. برخی دیگر مولا، مصاحب، ربیب، تحت کفالت یا خادم یک فرد مدنی بوده‌اند، مانند: ابوالحمراء، خادم رسول خدا (ص) (همان: 86) و صلة بن ‌زفر، مصاحب خلیفه دوم (همان: 69). دسته‌ای دیگر از علی (ع) حکم امارتی را دریافت کرده‌اند و معلوم می‌شود که مدتی در مدینه در خدمت حضرتش بوده‌اند و زمانی که این قرینه با شاهدی دیگر یاری شود، سکونت آنان در مدینه اثبات‌پذیر خواهد بود. عده‌ای دیگر، راویانی هستند که سکونتشان در مدینه، از فحوا و محتوای روایاتشان به دست می‌آید. از برخی دیگر، گزارش‌هایی در منابع، دال بر حضور در مدینه وجود دارد. آخرین قرینه نیز فرزند شخص مدنی بودن است. البته حضور برخی راویان مانند امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، سلمان و ... در مدینه از مسائل بدیهی تاریخی است.

نکته مهم آنکه بسیاری از راویان، بیش از یک صفت، قرینه و شاهد از نکات یادشده در بالا را دارند. برخی نیز که فقط یکی از این صفات را دارند، آن صفت به گونه‌ای است که یقین‌آور است. ابتدا فهرست اسامی راویانی که فقط به یک صفت، و سپس آنان که به چند صفت توصیف شده‌اند، به همراه شواهد و استنادهای مدنی بودنشان می‌آید:

3. 1. فهرست راویان موصوف به «انصاری»

البراء بن‌ عازب (همان: 58)، بشر بن ‌ابی مسعود (همان: 58)، جبلة بن ‌عمرو برادر «ابی مسعود الانصاری» (بخاری، بی‌تا الف: 2/18؛ ابن‌حبان، 1411: 95)، جحادة بن‌ سعد (طوسی، 1388: 59)، الحجاج بن ‌غزیة (همان: 61)، الحجاج بن ‌عمرو (عسقلانی، 1415: 2/30)، رفاعة بن ‌رافع (طوسی، 1388: 63)، زیاد بن ‌بیاضة (همان: 64)، سعد بن ‌عمرو (ابن‌عبدالبر، 1412: 2/601)، عثمان بن ‌حنیف (طوسی، 1388: 71)، عبدالرحمان بن‌ ابی لیلی (همان: 72)، عامر بن ‌اجبل (مفید، 1413 ب: 51)، عبدالرحمان بن ‌عمرو بن ‌الجموح (عسقلانی، 1415: 4/256)، عبدالله بن‌عمرو بن‌ محصن (همان: 168)، قیس بن ‌سعد بن ‌عباده (طوسی، 1388: 79)، یزید بن ‌نویرة (عسقلانی، 1415: 6/530)، یزید بن‌ طعمة (همان: 522)، ابوالهیثم بن ‌التیهان (ابن‌حبان، 1393: 3/376)، ابوسنان (طوسی، 1388: 86)، ابوعمرة (همان)، ابولیلی (عجلی، 1405: 2/86)، ابوبکر بن ‌حزم (طوسی، 1388: 86)، ابویسر (همان: 87)، ابوقتاده (همان)، ابومسعود (همان)، ابوالیسر بن ‌عمرو (همان)، ابوالورد بن ‌قیس بن ‌فهد (عسقلانی، 1404: 12/244)، ابورملة (طوسی، 1388: 88).

3. 2. فهرست راویان موصوف به «بدری»

ایوب بن ‌عبید (همان: 57)، ثابت البنانی (ابافضاله) (همان: 59)، خوات بن‌ جبیر (همان: 63)، خالد بن ‌ابی دجانة (همان)، الطفیل بن ‌الحارث بن ‌عبد المطلب (همان: 69)، عقبة بن ‌عمرو (همان: 72)، عبدالله بن ‌عتیک (همان)، عمرو بن ‌عوف اللیثی،[iv] عوف بن ‌الحارث (همان: 73)، مِسطَح بن ‌اثاثه (همان: 82)، مسعود بن ‌اوس (همان).

3. 3. فهرست راویان موصوف به «مهاجر»

الحصین بن ‌الحارث بن‌ عبدالمطلب (ابن‌سعد، 1410: 3/52)، زید بن ‌الحصین (طوسی، 1388: 64)، عقیل بن‌ابی طالب (ابن‌اثیر، 1409: 3/422).

3. 4. فهرست راویان موصوف به «خزرجی»

مرة بن ‌النعمان بن ‌عمرو (طوسی، 1388: 47)،[v] خشرم بن ‌الحباب بن ‌المنذر (همان: 63)،[vi] حنظلة بن‌ النعمان بن ‌عمرو (همان: 73)،[vii] عتبة بن ‌رفاعة بن ‌رافع بن ‌مالک (همان)،[viii] قترة (همان: 79).[ix]

3. 5. راویانی که با شواهد چندگانه، مدنی‌بودنشان به اثبات می‌رسد:

اسامة بن‌ زید بن‌ حارثه: پدرش آزادشده رسول خدا (ص) بود. از این‌رو او را «مولی رسول الله (ص)» (همان: 57) می‌گویند. وی پیامبر (ص) را درک کرد و از صحابه محسوب می‌شود (عسقلانی، 1415: 1/347). داستان فرماندهی او بر سپاهی موسوم به «جیش اسامه»، که قرار بود در اواخر عمر شریف پیامبر (ص) از مدینه به مصاف روم برود، مشهور است.

احنف بن ‌قیس التمیمی: از اصحاب رسول الله (ص) است (طوسی، 1388: 26). علاوه بر آن، حداقل یک سال به دستور خلیفه دوم در مدینه ساکن بوده است (ذهبی، 1992 ج: 4/88).

ابی بن ‌قیس: علاوه بر اینکه حضور پیامبر (ص) را درک کرده، در زمان خلیفه دوم، مهاجرت نیز کرده است (عسقلانی، 1415: 1/330). ضمن اینکه سکونت قطعی برادرش «علقمة بن ‌قیس» در مدینه، که به واسطه روایتش از راویان مدنی ثابت می‌شود (ابن‌سعد، 1410: 6/86)، می‌تواند قرینه سکونت او نیز باشد.

بریدة بن‌ الحصیب: شیخ طوسی او را به «اسلمی»، «خزاعی»، «مدنی»، و «عربی» توصیف کرده (طوسی، 1388: 58) و از اصحاب رسول خدا (ص) می‌داند (همان: 29).

بشیر بن ‌الخصاصیة: او از مهاجران است (ابن‌سعد، 1410: 7/39) و تعدد روایات او از پیامبر (ص) دلیل حضور وی در مدینه است (ابن‌عبدالبر، 1412: 1/174). حتی همسر او نیز راوی رسول خدا است (همان: 4/1804).

بشر بن ‌مسعود: این راوی با ضبط «بشر» (بخاری، بی‌تا الف: 5/261) و با ضبط «بشیر» (عسقلانی، 1984: 10/316) انصاری است و فرزندی به نام «عبدالرحمان» ملقب به «ازرق» دارد (الدوری، بی‌تا: 2/310).

 تمیم بن ‌عمرو: کنیه وی «ابا حنش» است. این فرد تا قبل از «سهل بن ‌حنیف» از سوی امام علی (ع) امیر مدینه بوده است (طوسی، 1388: 58).

جریر بن ‌عبدالله البجلی: او در موقعیت‌های مختلف از خلیفه دوم مأموریت یافته است (خلیفه بن خیاط، 1415: 67، 70). وی از سوی عثمان و علی (ع) نیز حاکم همدان شد و پس از جنگ جمل، پیک امام علی (ع) برای دعوت معاویه به بیعت بود (طبری، 1387: 4/561).

جاریة بن‌ قدامة السعدی: او عموی احنف (طوسی، 1430: 59)، از شهود قتل خلیفه دوم و راوی اخبار امام علی (ع) در موقعیت‌های گوناگون بوده است (ابن‌سعد، 1410: 7/40).

خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین: داستان شهادت‌دادن او بر صدق کلام پیامبر (ص) در واقعه‌ای با آنکه در آنجا حضور نداشت و مساوی‌شدن شهادتش با شهادت دو مرد، مشهور است (ابن‌سعد، 1410: 4/279-281). او در روز فتح مکه، حامل پرچم بنی‌خطمه و در صفین همراه علی (ع) بود تا شهید شد (همان).

  جندب بن ‌جنادة: وی همان «ابوذر» معروف است که یکی از اصحاب رسول خدا (ص) و از ارکان چهارگانه تشیع محسوب می‌شود (همان: 32). به او «جندب بن ‌السکن» نیز گفته می‌شود (همان).

جندب بن‌ عبدالله الازدی: او روایاتی نقل می‌کند که دال بر حضور وی در مدینه است. مثل روایتی که گفت‌وگوی بین او و امام علی (ع) را پس از بیعت مردم با عثمان نقل می‌کند (مفید، 1414: 1/241).[x]

 جابر بن ‌عبدالله: از مشاهیر اصحاب و متصف به «الانصاری، المدنی، العربی و الخزرجی» است (طوسی، 1388: 59).

 جعدة بن ‌هبیرة المخزومی: او پسر خواهر امام علی (ع)، ام هانی است (همان). هرچند طوسی، نامش را در راویان رسول‌الله (ص) ذکر و به تولدش در زمان ایشان تصریح می‌کند، ولی صحابی‌بودنش را نمی‌پذیرد (همان: 33). به هر حال، سکونت در مدینه از آن استفاده می‌شود.

 حذیفة بن‌ الیمان العبسی: از انصار (همان: 60) و از اصحاب پیامبر (ص) است (همان: 35).

 حجر بن ‌عدی الکندی: از زمان پیامبر (ص) و موقع اسلام‌آوردن در مدینه حضور داشته است (ابن‌سعد، 1410: 6/218)، هرچند مدت زمان حضورش در زمان پیامبر (ص) مشخص نیست.

 الحارث (الحارثة) بن ‌سراقة: از انصار و از تیره بنی‌نجار قبیله خزرج و شهید نبرد بدر است (طوسی، 1388: 37؛ عسقلانی، 1415: 1/670).

 الحارث بن عوف اللیثی: کنیه او «ابو واقد» است (طوسی، 1388: 61). وی از اصحاب پیامبر (ص) و ساکن مدینه شد (همان: 36).

 حبیب بن اسلم: فقط یک نفر با این نام در منابع موجود است که «انصاری» و «بدری» توصیف شده است (رازی، 1952: 3/96؛ ابن‌اثیر، 1409: 1/371؛ عسقلانی، 1415: 2/13).

 الحارث بن الربیع: کنیه او «ابو زیاد»، کارگزار امام علی بر مدینه و از بنومازن از تیره بنی‌نجار قبیله خزرج بوده است (طوسی، 1388: 61؛ کحاله، 1968: 3/1025).

عدی بن حاتم الطائی: گزارش ورود او بر رسول خدا (ص)، ابوبکر و عمر بن خطاب موجود است و از فحوای گزارش‌ها چنین برمی‌آید که چندین بار خدمت رسول خدا (ص) رسیده و به میزان کافی در مدینه حضور داشته است (ابن‌عبدالبر، 1412: 1057-1058).

حکیم بن‌ جبلة: او پیامبر (ص) را درک کرده است (ابن‌اثیر، 1409: 1/521). علاوه بر آن، گزارش‌های حضور وی در مدینه موجود است. از جمله اینکه عثمان او را به «سِند» گسیل داشت (همان).

 خالد بنزید: شیخ طوسی او را ابو ایوب انصاری، مدنی، عربی، خزرجی توصیف کرده است (طوسی، 1388: 62).

رافع بن خدیج: او و جمعی دیگر، از زمان مرگ عثمان تا وفات خودشان، در مدینه حدیث پیامبر (ص) را نقل، و فتوا صادر می‌کردند (ابن‌سعد، 1410: 4/284).

زید بن ارقم: شیخ طوسی او را «الانصاری، عربی، مدنی، و خزرجی» توصیف می‌کند (طوسی، 1388: 64).

زید بن خالد الجهنی: او به همراه گروهی، از کسانی شمرده شده‌اند که همواره ملازم پیامبر (ص) بودند و احادیث ایشان را تا مدت‌ها برای مردم نقل کرده‌اند (ابن‌سعد، 1410: 2/287).

 زید بن صوحان: گزارش‌هایی دال بر وجود ایشان در مدینه، مانند گفتار عمر بن خطاب درباره وی (ابن‌سعد، 1410: 6/124) و مکالمه عثمان با او (همان) در دست است.

زحر بن قیس: او از اصحاب رسول خدا (ص) و از سوی امام علی (ع) حاکم مدائن بود (عسقلانی، 1415: 2/520). وقتی مردم با علی (ع) در مدینه بیعت کردند، نامه‌ای به والیان از جمله جریر بن عبدالله، والی همدان، نوشت که آن نامه را از طریق زحر بن قیس ارسال کرد (منقری، 1382: 15).

 زرّ بن حبیش: علاوه بر امام علی (ع)، از عمر بن ‌خطاب و ابن‌مسعود نیز روایت کرده، پس در مدینه حضور داشته است (بخاری، بی‌تا الف: 3/447؛ ابن‌اثیر، 1409: 2/200).

 زید بن وهب الجهنی: علاوه بر امام علی (ع)، از عمر بن ‌خطاب، عبدالله بن ‌مسعود و حذیفة بن‌الیمان روایت کرده (ابن‌سعد، 1410: 6/102)، پس در مدینه ساکن بوده است.

 سلمان الفارسی: کنیه‌اش ابوعبدالله، «مولی رسول الله (ص)» و یکی از ارکان چهارگانه تشیع (طوسی، 1388: 65) و از مشاهیر اصحاب رسول‌الله (ص) است (همان: 40).

سلمة بن الاکوع: گزارش‌های متعددی از حضور او در کنار پیامبر (ص) موجود است (ابن‌سعد، 1410: 2/62، 63، 78، 84، 85، 90، 115). علاوه بر آن، او نیز به همراه جمعی دیگر، از زمان مرگ عثمان تا وفات خودشان، در مدینه حدیث پیامبر (ص) را نقل، و فتوا صادر می‌کردند (همان: 4/284).

سعد بن مالک: کنیه‌اش «ابوسعید» و خزرجی، خدری، انصاری، عربی و مدنی توصیف شده است (طوسی، 1388: 65-66).

سهل بن حنیف: او ابومحمد، انصاری، عربی و والی امام علی (ع) بر مدینه توصیف شده است (همان: 66).

سوید بن ‌غفلة: وی در سال رحلت پیامبر اسلام (ص) به مدینه مهاجرت کرده و در مدینه حضور داشته است (ابن‌سعد، 1410: 6/68).

سلیم بنقیس الهلالی: حداقل استفاده‌ای که از روایات و کتاب او می‌شود، حضور وی در مدینه است.[xi]

سیحان بن صوحان العبدی: او برادر صعصعة است (طوسی، 1388: 66). علاوه بر اینکه وی از امرای لشکر در جنگ‌های ردّه بوده و امرای جنگ ردّه از صحابه بوده‌اند (عسقلانی، 1415: 2/195، 375)، به قرینه برادرش نیز می‌توان گفت در مدینه ساکن بوده است.

سلمة بنکهیل: وی علاوه بر امام علی (ع)، از اصحاب امام سجاد (ع) نیز بوده (طوسی، 1388: 114) که دلیل بر سکونت در مدینه است.

سالم بنابی الجعد: روایت وی از راویان مدنی همچون ابن‌عباس، ابن‌عمر، جابر، انس و ... (عسقلانی، 1404: 3/373) دال بر حضورش در مدینه است.

سعید بنوهب الهمدانی: وی علاوه بر امام علی (ع) از سلمان، ابن‌عمر و ابن‌زبیر روایت کرده، پس در مدینه حضور داشته است (ابن‌سعد، 1410: 6/170).

سهل بن سعد: او «ساعدی» و از تیره بنی‌ساعده مدینه (همان: 66) و از اصحاب رسول‌الله (ص) بوده است (خلیفة بن خیاط، 1415: 235؛ طوسی، 1388: 40).

سفیان بن اللیل: طبق برخی گزارش‌ها در مدینه حضور داشته است (عقیلی، 1418: 2/105).

سعد بن ‌حذیفة بن الیمان: به قرینه سکونت پدرش در مدینه (همین مقاله) و به قرینه روایت او از پدرش (ابن‌سعد، 1410: 6/170) سکونت وی در مدینه محرز است.

شداد بن الازمع الهمدانی: چون از راویان مدنی همچون ابن‌مسعود روایت کرده (رازی، 1952: 4/329)، پس در مدینه بوده است. علاوه بر این، راویانی چون «علی بن الاقمر» از او روایت کرده‌اند که از دیگر راویان مدنی همچون «ابن‌عمر» و «ام عطیة الانصاریة» نیز روایت کرده‌اند (عسقلانی، 1404: 7/250).

شُتَیر بن شَکَل العَبسی: غیر از گزارشی که درباره صحابی رسول خدا (ص) بودن و زیارت ایشان از سوی وی شده است، از راویان مدنی همچون ابن‌مسعود و حذیفه روایت کرده است (همو، 1415: 3/302).

شقیق بن ‌سلمة: کنیه او «ابو وائل» (طوسی، 1388: 68) است و پیامبر (ص) را درک کرده است. هرچند موفق به رؤیت و روایت نشده ولی در مدینه از راویان مدنی روایت کرده است (ابن‌سعد، 1410: 6/96).

شقیق بن ثور: وی علاوه بر امام علی (ع)، از عثمان بن ‌عفان نیز روایت کرده که دال بر حضورش در مدینه است (ذهبی، 1992 ج: 3/538).

صعصعة بن صوحان: او از مشاهیر اصحاب علی (ع) است. علاوه بر آن، مکالمه وی با عثمان در مدینه معروف است (خلیفة بن خیاط، 1415: 127). برادرانش نیز در مدینه بوده‌اند (همین مقاله).

صَیفی بن ربعی: وی «انصاری» بوده، از راویان مدنی همچون «ابن‌عمر» روایت دارد (ابویعلی، 1408: 8/148؛ ابن‌عبدالبر، 1412: 2/734).

صفوان بن ‌حذیفة بن الیمان: به قرینه حضور پدرش (همین مقاله) در مدینه و روایت او از پدرش (عقیلی، 1418: 4/203) ساکن مدینه محسوب می‌شود.

طارق بن شِهاب الاحمسی: کنیه او «ابو حیة» و «کوفی» است (طوسی، 1388: 68). البته پیامبر (ص) را زیارت کرده و از اصحاب عبدالله بن ‌مسعود نیز هست (عجلی، 1405: 1/475). از این‌رو در مدینه ساکن بوده است.

ظالم بن ظالم: او همان ابوالاسود دؤلی مشهور است، که نامش را ظالم بن ‌عمرو نیز گفته‌اند (طوسی، 1388: 70). علاوه بر امام علی (ع)، از عمر نیز روایت کرده که دلالت بر حضور در مدینه است (بخاری، بی‌تا ب: 86).

ظالم بن سراق: شیخ طوسی او را «ابو صفرة»، پدر «مهلب» و شیعه می‌داند (طوسی، 1388: 70). زمان پیامبر (ص) مسلمان شد ولی توفیق زیارت ایشان را نیافت، اما ورودش بر عمر بن‌ خطاب ثبت شده است (ابن‌عبدالبر، 1412: 4/1692).

عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب: نه‌تنها از صحابه پیامبر (ص) محسوب می‌شود (طوسی، 1388: 42)، شهرتی دارد که برای حضورش در مدینه کافی است.

عبدالله و عبدالرحمان دو فرزند بدیل بن ‌ورقاء و برادرشان محمد: آنان فرستادگان رسول خدا (ص) به یمن بودند (همان: 70). هرچند شیخ طوسی اسامی ایشان را در روایات رسول‌الله (ص) نیاورده ولی به قرینه مأموریتشان و صحابی‌بودنشان، حداقل وجودشان در مدینه ثابت می‌شود.

عمار بن یاسر: «ابو الیقظان»، یکی از ارکان چهارگانه تشیع (همان) و از اصحاب رسول‌الله است (همان: 43).

عمرو بن الحمق الخزاعی: بنا بر قول صحیح‌تر از سال حدیبیه، صحابی پیامبر (ص) شده است (ابن‌عبدالبر، 1412: 3/1173).

عامر بن ‌واثلة: کنیه‌اش «ابوطفیل»، متولد سال نبرد احد است و هشت سال از عمر رسول خدا (ص) را درک کرد (طوسی، 1388: 70).

عرفة الازدی: او را «عرفة المدنی» نیز گفته‌اند (همان: 70-71). رسول خدا (ص) در حقش دعا فرمود: «اللهم بارک له فی صفقته».

عبادة بن الصامت: او برادرزاده ابوذر است (همان). به قرینه روایاتی که از عمویش ابوذر نقل کرده، در مدینه بوده است.[xii]

عبید بن عبد: کنیه او «ابوعبدالله الجدلی» است (همان). از «خزیمة بن ثابت» و «ام سلمه» روایت کرده (رازی، 1952: 6/93)، پس در مدینه حضور داشته است.

عبیدة السلمانی: وی دو سال قبل از رحلت پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد ولی موفق به زیارت ایشان و قرارگرفتن در صحابه نشد، اما در زمره اصحاب امام علی (ع) و عبدالله بن ‌مسعود درآمد (عجلی، 1405: 2/125).

علی بن ‌ربیعة الوالبی الاسدی: از اصحاب مدنی مانند «امام علی (ع)» و «ابن‌عمر» برای راویان مدنی همچون «سلمة بن ‌کهیل» روایت کرده (بخاری، بی‌تا الف: 6/273)، که دلیل حضورش در مدینه است.

عبید الله بن ‌ابی‌رافع: وی کاتب امام علی (ع) بوده (طوسی، 1388: 70-71) و به صورت طبیعی باید همه جا از جمله در مدینه همراه حضرتش بوده باشد. علاوه بر آن، برخی وی را آزادشده رسول‌الله (ص) و به‌صراحت از اهل مدینه دانسته‌اند (بخاری، بی‌تا الف: 5/381).

عبدالله بن شدّاد بن الهاد اللیثی: گزارش‌های تاریخی تأیید می‌کند که وی در حیات رسول‌الله (ص)، زمانی که پدرش در مدینه بود، به دنیا آمده و علاوه بر آن از امام علی (ع) و عمر بن ‌خطاب روایت کرده است (ابن‌سعد، 1410: 6/126).

عبایة بن رِبعی الاسدی: علاوه بر امام علی (ع)، از عمر بن‌ خطاب روایت کرده و برخی از راویان مدنی مانند «سلمة بن ‌کهیل» از او روایت کرده‌اند
(همان: 127).

عبید بن ابی الجعد: روایت وی از راویان مدنی همچون عایشه (ابن‌مبارک، 1411: 173)، کعب (صنعانی، بی‌تا: 2/413) و عبدالله بن‌ شداد بن ‌الهاد (دارمی، 1349: 3/368) دال بر حضورش در مدینه است.

عبدالرحمن بن عوسجه: به دلیل اینکه از «براء بن ‌عازب انصاری» نقل می‌کند،[xiii] می‌توان گفت در مدینه حضور داشته است.

عبید بن نضلة الخزاعی: از راویان مدنی همچون ابن‌مسعود، مغیرة بن ‌شعبه و سلیمان بن ‌صرد روایت کرده است و صحابی‌بودنش، به‌اجمال، پذیرفته شده است (عسقلانی، 1415: 5/90).

عبدالله بن‌ ربیعة السلمی: «عبدالله بن ‌ربیعه» بدون وصف «السلمی» از اصحاب رسول‌الله (ص) است (طوسی، 1388: 44) ولی در جای دیگری تصریح شده که صحابی است (ابن‌حبان، 1393: 3/231).

عبایة بن‌ رفاعة بن رافع بن خدیج: علاوه بر وصف «الانصاری» (طوسی، 1388: 72) می‌توان گفت از جدش رافع و ابن‌عمر روایت کرده (بخاری، بی‌تا الف: 7/73) که دلیل حضورش در مدینه است.

عقبة بنعامر: با وصف «السلمی» از اصحاب رسول‌الله (ص)، و در صفین کنار امام علی (ع) بود (عسقلانی، 1415: 4/431) ولی با وصف «الجهنی» از اصحاب رسول‌الله (ص) و در صفین مقابل امام علی (ع) بود (همان: 429).

عمرو بن محصن: کنیه‌اش «ابو احیحة» است (همان). در منابع صحابه‌نگاری، سه نفر با نام «عمرو بن‌محصن» آمده است که یکی انصاری و دیگری اسدی و سومی غیرمنسوب است (همان: 562). فرد مذکور در اینجا، به قرینهٔ «عبدالله بن ‌عمرو بن ‌محصن» که در چند سطر آینده خواهد آمد، به احتمال زیاد فرزند «عمرو» و از انصار است. هرچند برخی منابع متقدم، وی را در زمره مهاجران می‌دانند (مفید، 1413 ب: 50). به هر حال، سکونت وی در مدینه محرز است.

عتیق بن‌ معاویة بن الصامت: شیخ طوسی او را بوعیاش زرقی، انصاری، از تیره بنوزریق خزرج، جنگجو و سوارکار رسول‌الله (ص) توصیف می‌کند (طوسی، 1388: 73).

عمرو بن ‌غزیة: با این نام فقط یک شخص در کتب رجالی موجود است که از قبیله خزرج و مدنی است (بخاری، بی‌تا الف: 2/370؛ عجلی، 1405: 1/286؛ ابن‌حبان، 1393: 3/271؛ ابن‌اثیر، 1409: 4/125؛ عسقلانی، 1415: 4/553).

عبدالله بن زید بن عاصم: از اصحاب رسول‌الله (ص) و از انصار است (طوسی، 1388: 42).

عبدالرحمان بن حنبل الجمحی: او پیک ابوبکر به سوی خالد بن ولید در فتوحات شام بود (ابن‌اعثم، 1411: 1/106). گزارش‌های حضور او در شورش مدینه علیه عثمان نیز وجود دارد (همان: 2/428، 429).

عبدالله بن عمرو بن معاذ بن الجموح: او فرزند یکی از انصار (همین مقاله) و از تیره بنوسلمه خزرج است (ابن‌حزم، 1403: 359؛ جعفریان، 1387: 98-99).

عبدالرحمان بن عبد ربه: همین نام با وصف خزرجی از اصحاب امام حسین (ع) است (طوسی، 1388: 103).

عبدالرحیم و عبدالرحمن ابنا خراش بن ‌الصمة بن الحارث: عبدالرحمن با کنیه ابولیلی، در منابع با وصف «الانصاری» آمده (ابن‌عبدالبر، 1412: 2/831) که از ابن‌عمر هم روایت کرده است (بخاری، بی‌تا الف: 5/278). به قرینه وی می‌توان برادرش را نیز اهل مدینه دانست.

عمرو بن بلال: در بعضی منابع صحابه‌نگاری «عمرو بن ‌بلیل بن ‌بلال بن ‌أحبحة بن ‌الجلاح الأنصاری أبو لیلی» را «عمرو بن ‌بلال» و از صحابه پیامبر (ص) شناخته‌اند که «عبدالرحمن بن‌ ابی لیلی» که خود راوی‌ای مدنی است، از او روایت کرده است و به قرینهٔ اینکه بعدها در زمره کوفیان درآمده می‌تواند بر این «عمرو بن ‌بلال» تطبیق کند (عسقلانی، 1415: 4/499).

عمارة بن اوس: در بعضی منابع صحابه‌نگاری، وی از انصار و کوفیان دانسته شده است (ابن‌اثیر، 1409: 4/47) که قرینهٔ مناسبی برای شمردن وی در شمار اصحاب مدنی- کوفی امام علی (ع) است.

عبدالله بن خباب بن الارت: با توجه به اینکه حلیف «بنو زهره» و پدرش صحابی رسول‌الله (ص) بوده و اینکه از پدرش روایت کرده (ابن‌سعد، 1410: 5/245؛ بخاری، بی‌تا الف: 5/78؛ عجلی، 1405: 2/26)، از مهاجران ساکن مدینه بوده است.

عمرو بن حزم: او از تیره بنونجار قبیله خزرج و کارگزار رسول‌الله (ص) بر نجران بوده است (طوسی، 1388: 74-75).

عبدالله بن ابی طلحة: طوسی او را «هو الذی دعا له رسول‌الله (ص) یوم حملت به امه» توصیف کرده است (همان).

عبدالله بن زید بن عاصم: من بنی النجار، قتل یوم الحرة. با وصف «الانصاری» از اصحاب رسول‌الله (ص) است (همان: 42).

عمرو بن ابی سلمه: او فرزند ام سلمه، ربیب و بزرگ‌شده در منزل رسول‌الله (ص) بوده است (همان: 75).

عون بن جعفر بن ابی طالب: حضور او در مدینه، یقینی است.

عبدالرحمان بن جندب: به قرینه پدرش «جندب بن ‌عبدالله» که ساکن مدینه بوده و روایات او از پدرش (مفید، 1414: 1/241؛ مفید، 1413 الف: 169)، می‌توان گفت در مدینه حضور داشته است.

علی بن ‌ربیعة الاسدی: وی علاوه بر امام علی (ع) از سلمان نیز روایت کرده است (ذهبی، 1413 الف: 2/39). همچنین، روایت دیگری از او دال بر فوت یکی از انصار به نام «قَرَظَة بن ‌کعب» و سخنرانی «مغیرة بن ‌شعبة» موجود است (ابن‌حنبل، بی‌تا: 4/245) که نشان از حضور وی در مدینه است.

علقمة بن قیس: وی علاوه بر امام علی (ع) از عمر، عثمان، ابن‌مسعود، سلمان، حذیفه و ... روایت کرده است (ابن‌سعد، 1410: 6/86).

عباس بن ‌ربیعة بن الحارث بن عبدالمطلب: پدر وی «ربیعة» در جنگ بدر اسیر و سپس مسلمان و در مدینه، در محله «بنی‌جدیلة»، ساکن شد و در خلافت عمر بن‌ خطاب درگذشت (بلاذری، 1978: 4/294). فرزند دیگر ربیعه، «فضل» و نوه‌اش «ابوبکر بن‌ عبدالله» در واقعه حرّه در مدینه کشته شدند (ابن‌عبدالبر، 1412: 3/1413) و نوهٔ دیگرش «عبدالله بن ‌فضل» از اهل مدینه شمرده شده است (ابن‌حبان، 1393: 7/15). همه اینها قراین سکونت «عباس بن‌ ربیعه» در مدینه است.

عبدالله بن الحارث بن نوفل بن عبدالمطلب: وی در زمان رسول‌الله (ص) به دنیا آمد و حضرت برایش دعا فرمود (ابن‌سعد، 1410: 5/24). منابع به اهل مدینه بودن وی تصریح کرده‌اند (ابن‌حبان، 1393: 5/9).

عبدالله بن حکیم بن ‌جَبَلة: به قرینهٔ حضور پدرش در مدینه (ابن‌اثیر، 1409: 1/521)، مدنی محسوب می‌شود.

عبدالله بن ‌سلمة: در منابع صحابه‌نگاری، سه نفر با نام «عبدالله بن ‌سلمة» و با اوصاف «ابن ابی الخیر»، «المرادی» و «الهمدانی» موجود است (عسقلانی، 1415: 5/70). اولی پیامبر (ص) را درک کرده و امام علی (ع) وی را بر ولایت منطقه «سواد» گمارده است (همان). دومی علاوه بر امام علی (ع) از سعد ابن‌ ابی‌وقاص، ابن‌مسعود (بخاری، بی‌تا الف: 5/99)، جابر بن ‌عبدالله انصاری (حاکم، بی‌تا: 1/10)، عمر بن ‌خطاب و معاذ (ذهبی، 1413 الف: 1/559) روایت کرده و سومی به احتمال قریب به یقین همان دومی است (بخاری، بی‌تا الف: 5/99؛ حاکم، بی‌تا: 1/10).

عطاء بن ابی رباح: وی علاوه بر امام علی (ع) (شافعی، 1403: 7/350) از جابر (همان: 4/67)، ابن‌عباس (همان: 65)، صفیة بنت عبدالمطلب (همان: 2/231) و دیگر راویان مدنی روایت کرده است.

عطیة العوفی: او به «بکالی» شناخته می‌شود (طوسی، 1388: 76). وی یار مشهور جابر بن‌ عبدالله الانصاری است و بسیار از او روایت کرده است (عقیلی، 1418: 1/33؛ طبرانی، 1415: 5/343؛ مغربی، 1409: 1/212؛ صدوق، 1966: 1/35).

عبدالرحمان بن یسار: وی فرزند ابولیلی انصاری است. علاوه بر امام علی (ع) از راویان مدنی همچون عثمان، سهل بن ‌حنیف، قیس بن ‌حنیف، ابوایوب، ام هانی، زید بن ‌ارقم، عبدالله بن ‌ربیعه، براء بن‌عازب، حذیفه، کعب بن ‌عجره، ابوالدرداء، سعد بن ‌عبید و ... استماع حدیث کرده است (بخاری، بی‌تا الف: 5/368).

عبدالله بن ‌جنادة: وی قبل از جنگ جمل در مدینه حضور داشته است (ابن ابی‌الحدید، 1378: 1/307 و 14/8).

عمیر بن سعید النخعی: علاوه بر امام علی (ع) از عبدالله بن ‌مسعود نیز روایت کرده (ابن‌سعد، 1410: 5/170) که دلیل حضور وی در مدینه است.

عقبة بن عمرو: شیخ طوسی او را به انصاری، صحابی رسول‌الله (ص) و جانشین امام علی (ع) بر کوفه توصیف کرده است (طوسی، 1388: 77).

علقمة بن قیس: وی علاوه بر امام علی (ع) از عمر بن ‌خطاب، عثمان، ابن‌مسعود، حذیفه، سلمان و ... نیز روایت کرده است (ابن‌سعد، 1410: 5/86).

عابس بن‌ ربیعة النخعی: علاوه بر امام علی (ع) از عمر بن‌ خطاب (همان: 122)، عایشه (بخاری، بی‌تا الف: 7/80) و ابن‌مسعود (رازی، 1952: 7/35) نیز روایت می‌کند.

عبدالله بن سخبر الازدی: کنیه‌اش ابومعمر است و علاوه بر امام علی (ع) راوی ابوبکر، عمر بن ‌خطاب، عبدالله بن ‌مسعود و دیگر راویان مدنی نیز هست (ابن‌سعد، 1410: 5/103).

عبدالله بن ابی سخیلة الخراسانی: علاوه بر امام علی (ع) از ابوذر و سلمان هم روایت می‌کند (کوفی، 1412: 1/267، 279، 299 و 2/535؛ مغربی، 1409: 2/256، 264؛ صدوق، 1376: 274؛ مفید، 1414: 1/31).

الفاکة بن سعد: وی از قبیله اوس و از انصار است، هرچند بعضی گفته‌اند از مهاجران بوده است (ابن‌اثیر، 1409: 4/174).

قنبر: وی همان آزادشده مشهور امام علی (ع) است (همان) و علاوه بر امام علی (ع) از «بلال» نیز روایت می‌کند (ابن‌ماکولا، بی‌تا: 7/100) و روایاتی دال بر حضور وی در مدینه وجود دارد. مثل نقلی که به همراه امام علی (ع) بر عثمان وارد می‌شود (صدوق، 1361: 304) یا گزارشی که درباره فتنه عثمان است (ابن‌حبان، 1393: 2/264) یا مطلبی که درباره بیماری حسنین (ع) است (قرطبی، بی‌تا: 19/131).

قَرَظَة بن کعب: بنا بر روایتی از «علی بن ‌ربیعة الاسدی» دال بر فوت یکی از انصار به نام «قَرَظَة بن‌کعب» و سخنرانی «مغیرة بن‌ شعبة» (ابن‌حنبل، بی‌تا: 4/245)، او از انصار است.

القعقاع بن عمرو التمیمی: قعقاع بن عمرو از اصحاب رسول خدا (ص) و علی (ع) بود (ابن‌اثیر، 1409: 4/109). ابوبکر با توجه به شناختی که از او داشته، صدای قعقاع را در میدان جنگ بهتر از هزار مرد جنگی دانسته است (همان). سکونت وی در کوفه نیز پس از جنگ جمل بوده است (همان). از این‌رو می‌توان وی را ساکن مدینه دانست.

کعب بن عجره: از جمله گزارش‌هایی که حضور او در مدینه را تأیید می‌کند، روایات او از پیامبر (ص) و شرکت او در برخی غزوات و سرایا است (ابن‌سعد، 1410: 1/232، 288؛ 2/96).

کعب بن عمرو: وی همان «ابوالیسر»، انصاری و از اصحاب رسول‌الله (ص) بوده است (منقری، 1382: 506).

المقداد بن الاسود الکندی: یکی از ارکان چهارگانه شیعه، کنیه‌اش «ابومعبد» و اسم پدرش «عمرو البهرانی» است ولی چون فرزندخوانده «اسود بن ‌عبد یغوث» شد به او نسبت داده می‌شود (طوسی، 1388: 81). از اصحاب رسول‌الله (ص) نیز بوده است (عسقلانی، 1415: 6/160).

المغیرة بن نوفل بن الحارث بن عبدالمطلب: گفته شده که از اصحاب رسول‌اللّه (ص) است. علاوه بر این، در زمان عثمان، قاضی مدینه بوده است (همان: 4/158-159).

مسعود بن اسلم: از انصار و اصحاب رسول‌الله (ص) است (مفید، 1413 ب: 51).

مسعود بن قیس: هرچند شیخ طوسی، دنباله نسبش را نیاورده ولی بنا بر تحقیق، وی مسعود بن ‌قیس بن‌ خلدة بن ‌مخلد الزرقی و از انصار است (عسقلانی، 1415: 4/282). مسعود دیگری نیز در کتب رجالی است که فرزند قیس بن ‌عمرو بن‌ زید مناة بن ‌عدی بن ‌عمرو بن ‌مالک بن ‌النجار است. وی پنج دختر به نام «عمرة» دارد که اولی مادر سعد بن ‌زید و ثابت بن ‌زید است. دومی مادر مسعود بن ‌اوس، عمر بن ‌سهل و رغیبة بن ‌سهل است. سومی مادر ابی بن ‌ثابت است. چهارمی مادر سعد بن ‌عبادة است و پنجمی مادر قیس بن ‌عمرو النجاری است. در نتیجه «مسعود بن ‌قیس بن ‌عمرو» از اصحاب رسول‌الله (ص) نیست ولی مدنی است (ابن‌سعد، 1410: 8/450-451).

المسیب بن حزن: او علاوه بر آنکه صحابی پیامبر (ص) است (طوسی، 1388: 47)، پدر سعید بن مسیب، دانشمند مشهور مدنی، است (ابن‌سعد، 1410: 5/89). سعید چهار سال، پس از خلافت عمر در مدینه به دنیا آمد (همان) که گواه حضور پدرش در مدینه است. حتی پدربزرگ او نیز خدمت پیامبر رسیده است (همان).

محمد بن ابی بکر ابی قحافة: او علاوه بر آنکه از اصحاب صغار پیامبر (ص) است (طوسی، 1388: 49)، شهرتش برای حضورش در مدینه کافی است.

محمد بن ثابت بنقیس بن الشماس: وی از انصار و اصحاب رسول‌الله (ص) است (همان).

محمد بن بدیل بن ورقاء الخزاعی:  او از فرستادگان پیامبر (ص) به یمن (همان) و از کسانی است که در صفین به شهادت رسیده است (عسقلانی، 1415: 6/5).

محمد بن جعفر بن ابی‌طالب: او علاوه بر آنکه از اصحاب پیامبر است (طوسی، 1388: 48)، از جمله افرادی است که شهرتش برای حضورش در مدینه کافی است.

محمد بن ابی حذیفه: پدرش به حبشه مهاجرت کرد. محمد در آنجا به دنیا آمد. سپس همراه پدرش به مدینه مهاجرت کرد و پس از شهادت پدرش، تحت کفالت عثمان درآمد (بلاذری، 1959: 1/199؛ ابن‌عبدالبر، 1412: 3/1369).

معاذ بن ‌الصمة: نام او در میان اصحاب پیامبر (ص) (عسقلانی، 1415: 6/112) و از حاضران در نبرد است (ابن‌سعد، 1410: 3/425).

معاذ بن جبل: او از مشاهیر اصحاب دانشمند پیامبر (ص) و فرستاده ایشان به یمن است که گزارش‌های فراوانی از حضور او در مدینه موجود است (همان: 2/264).  

المسور بن ‌مخرمة الزهری: او دو سال پس از هجرت در مکه به دنیا آمد و تا زمان قتل عثمان در مدینه سکنا داشت (ابن‌اثیر، 1409: 4/399).

مسعود بن ‌الاسود: ابن‌حجر او را از اصحاب پیامبر (ص)، راوی برخی احادیث ایشان، جزء اصحاب شجره و ساکن مدینه می‌داند (عسقلانی، 1415: 6/74).

المهدی: او آزادشده عثمان و کسی است که با امام علی (ع) بر برائت از شیخین بیعت کرد (طوسی، 1388: 83).

نافع بن ‌عتبة: او در برخی غزوات همراه پیامبر (ص) شرکت داشت (ابن‌اثیر، 1409: 4/528).

النعمان بن عجلان: وی از بنوزریقِ (همان) خزرج (همان: 73)، کارگزار امام علی (ع) در بحرین و عمان (همان) و از اصحاب رسول خدا (ص) است (عسقلانی، 1415: 4/351).

نضلة بن عبید: شیخ طوسی او را با کنیه ابوبرزة، اسلمی، خزاعی، مدنی (طوسی، 1388: 83) و از اصحاب رسول‌الله (ص) توصیف کرده است (همان: 50).

هشام[xiv] بن ‌عتبة بن ابی وقاص المرقال: ذکر حضور پدر این صحابی پیامبر (ص) (ابن‌حبان، 1393: 3/437)، در مدینه گذشت. او فرمانده پیادگان سپاه علی (ع) در جنگ صفین بود (ابن‌اثیر، 1409: 4/602).

یحیی بن الجرار: طوسی او را آزادشده بجیلة دانسته (طوسی، 1388: 85) و از او روایاتی نقل می‌کند که بر اساس آن روایات، وی باید ساکن مدینه بوده باشد.[xv]

ابو امامه: نامش صدی بن عجلان بن وهب‏ و از اصحاب رسول خدا (ص) است که احادیث فراوانی نقل کرده است (ابن‌عبدالبر، 1412: 2/736). فراوانی روایاتش  و نوع آنها (ابن‌سعد، 1410: 1/319) نشان می‌دهد در مدینه حضور مستمری داشته است.

ابو جحیفة: طوسی یک بار دیگر از او با عنوان «وهب بن عبدالله السوائی» یاد کرده است (طوسی، 1388: 84). از صحابه صغار و راوی برخی روایات پیامبر (ص) بود (ابن‌سعد، 1410: 6/63). او در همه موقعیت‌ها همراه علی (ع) بود (ابن‌عبدالبر، 1412: 4/1619).

ابوالمنذر الجهنی: او از اصحاب رسول خدا (ص) بود (عسقلانی، 1415: 7/319). علاوه بر آن، جهنی‌ها، از انصار بودند. مانند أنس بن معاذ الجهنی الأنصاری‏ (ابن‌اثیر، 1409: 1/154)، بسبس الجهنی الأنصاری‏ (همان: 1/213)، القاضی کمال الدّین محمد الجهنی الأنصاری‏ (ابن‌عماد حنبلی، 1406: 9/423). حدود و ثغور منازل آنان در مدینه نیز در متون مشخص شده است (ابن‌شبه، 1410: 1/266).

ابو قرة الکندی القاضی: او از عمر بن ‌خطاب، سلمان و حذیفة بن ‌یمان روایت کرده است (ابن‌سعد، 1410: 6/148). پس بایستی در مدینه ساکن بوده باشد.

نتیجه

در این مقاله کوشیدیم با استفاده از گرایش راویان مدنی امام علی (ع) به ایشان، به عنوان جامعه نمونه آماری، به اطلاعی نسبی از گرایش مدنیان به علی (ع) دست یابیم. برای این کار با استفاده از منابع معتبر، مجموع راویان احادیث امام علی (ع) را بررسی کردیم تا مدنیان آنها مشخص شود. پس از بررسی، روشن شد که صرف نظر از راویانی که حضورشان در مدینه از مسائل بدیهی تاریخی است، 67 تن از مجموع راویان امام علی (ع) از صحابه رسول خدا (ص) بوده‌اند که برای حضور 57 تن از آنان، علاوه بر همراهی رسول خدا (ص)، شواهد معتبری دال بر حضور در مدینه یافت شد. 42 تن از اصحاب علی (ع)، از راویان مدنی، احادیثی را روایت کرده‌اند. این تحدیث، یا با شواهد دیگر همراه است یا از افراد متعددی است و حضور در مدینه را ثابت می‌کند. 21 تن، صاحب گزارش یا گزارش‌هایی دال بر حضور در مدینه هستند. نُه تن از آنان مولا، مصاحب، ربیب، تحت کفالت یا خادم شخصی مدنی بوده‌اند. پنج تن از آنان، علاوه بر قرائن دیگر، از سوی علی (ع) حاکم و امیر بوده‌اند. نُه نفر به وصف «مدنی» توصیف شده‌اند که اگر به این عده 11 تن متصف به وصف «فرزند یا برادر شخص مدنی بودن»، 21 نفر «خزرجی»، یک تن «اوسی» و دو نفر «ساعدی» را اضافه کنیم، مجموع متصفان به صفت «مدنی» به عدد 44 خواهد رسید. از باقی‌ماندگان جامعه راویان امام علی (ع) 53 تن دیگر به صفت «انصاری»، 12 نفر «بدری» و شش تن به صفت «مهاجر» توصیف شده‌اند. برخی نیز از فحوای روایتشان معلوم می‌شود که در مدینه حضور داشته‌اند. البته برخی راویان، چند صفت را توأمان داشته‌اند.

در مجموع، از 448 صحابی امام علی (ع)، که شیخ طوسی تحت عنوان «من روی عن امام علی (ع)» جمع‌آوری کرده، حدود 190 تن ساکن مدینه بوده‌اند. اگر افرادی را که دشمنی و کینه‌شان با امام علی (ع) بدون هیچ‌گونه جست‌وجوی خاصی و بر مبنای تصریح «الرجال» محرز است، از مجموع راویان مدنی و غیرمدنی کسر کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که نزدیک به نیمی از راویان امام علی (ع)، مدنی یا ساکن مدینه و به تعبیر ما «اهل مدینه» هستند. در مجموع، با استفاده از جامعه آماری راویان امام علی (ع)، که به عنوان یک نمونهٔ قابلِ ردیابیِ تاریخی، از جمعیت مدینه در نظر گرفته شده‌اند، می‌توان چنین نتیجه گرفت که گرایش به امام علی (ع) در میان اهل مدینه زیاد بوده است.

پی‌نوشت‌ها



[i]. برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: تاریخ تشیع، محمدکاظم خواجویان؛ تاریخ تشیع، ج1، زیر نظر: سید احمدرضا خضری؛ تحلیلی از تاریخ تشیع و امامان، محمد نصیری رضی؛ تشیع در مسیر تاریخ، سید حسین محمدجعفری؛ جانشینی حضرت محمد (ص)، ویلفرد مادلونگ، ترجمه جمعی؛ تاریخ سیاسی صدر اسلام: شیعه و خوارج، یولیوس ولهاوزن، ترجمه: محمودرضا افتخارزاده؛ جامعه شیعه نخاوله در مدینه منوره، اند ورنر، ترجمه: رسول جعفریان (این تحقیق، تشیع در نخاوله مدینه را در قرون اخیر بررسی می‌کند).

[ii]. برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: التنظیمات الاجتماعیة والاقتصادیة فی المدینة فی القرن الاول الهجری، نجمان یاسین؛ الحیاة الفکریة فی المدینة المنورة فی القرنین الاول والثانی للهجرة، عدنان علی الفراجی؛ تاریخ امراء المدینة المنورة، عارف احمد عبدالغنی؛ تأثیر مناسبات قبیله‌ای بر گروه‌بندی‌های مذهبی در مدینه عصر پیامبر (ص)، رسالۀ دکتری مهران اسماعیلی.

[iii]. برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: الانصار والرسول (ص) اشکالیات الهجرة والمعارضة فی الدولة الاسلامیة الاولی، ابراهیم بیضون؛ پژوهشی پیرامون انصار، غلامحسن محرمی؛ تعامل انصار با اهل بیت (ع)، سعید طالقانی؛ بررسی و تحلیل روابط و مناسبات امام علی (ع) با انصار، رساله دکتری محمدرضا مهدوی عباس‌آباد؛ مناسبات مهاجرین و انصار، حسین حسینیان مقدم.

[iv]. در کتاب رجال طوسی، چاپ حیدریه نجف، ص49، «ابن‌الحرب» و «بدری» ضبط شده است.

[v]. از تیره بنی‌زُریق خزرج.

[vi]. از تیره بنی‌سلمه خررج.

[vii]. از تیره بنی‌زُریق خزرج.

[viii]. از تیره بنی‌زُریق خزرج.

[ix]. از تیره بنی‌ساعده خزرج.

[x]. برای روایات دیگر، نک.: جوهری، 1413: 90.

[xi]. برای اطلاع از دیدگاه‌های گوناگونان درباره مسائل مربوط به وی نک.: محمدتقی سبحانی، «گامی دیگر در شناسایی و احیای کتاب سلیم بن قیس هلالی»، در: آینه پژوهش، ش37؛ قاسم جوادی، «کتاب سلیم بن قیس هلالی»، در: علوم حدیث، ش35-36؛ عبدالمهدی جلالی، «راوی کتاب سلیم در ترازو»، در: مطالعات اسلامی، ش62.

[xii]. برای نمونه، نک.: مالک بن‌ انس، بی‌تا: 1/157.

[xiii]. برای نمونه، نک.: عقیلی، 1418: 3/489.

[xiv]. در نسخه چاپ نجف که بنا بر قول اکثر، اصح است، «هاشم» وارد شده است.

[xv]. از جمله اینکه عثمان دختر رسول‌الله (ص) را کشته است.

قرآن کریم.

ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن‌ هبة‌ الله (1378). شرح نهج‌البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: بی‌نا.

ابن اثیر جزری، عزالدین علی (1409/1989). أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار الفکر.

ابن اعثم کوفی، أبومحمد أحمد (1411/1991). الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار الأضواء.

ابن ‌بابویه قمی (صدوق)، محمد بن ‌علی بن ‌حسین (1385/1966). علل الشرائع، قم: داوری.

ابن حبان، محمد (1393). الثقات، حیدرآباد دکن هند: مؤسسة الکتب الثقافیة.

ابن حبان، محمد (1411). مشاهیر علماء الامصار، تحقیق: مرزوق علی إبراهیم، بی‌جا: المنصوره، دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزیع.

ابن حزم، علی بن‌احمد (1403/1983). جمهرة أنساب ‌العرب، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن حنبل، احمد (بی‌تا). المسند، بیروت: دار صادر.

ابن سعد بن‌ منیع هاشمی بصری، محمد (1410/1990). الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن شبه نمیرى (1410). تاریخ المدینة المنورة، محقق: فهیم محمد شلتوت، قم: دار الفکر‏.

ابن عبد البر، أبو عمر یوسف بن ‌عبدالله بن ‌محمد (1412/1992). الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت: دار الجیل.

ابن عماد حنبلی (1406). شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق: الأرناؤوط، دمشق: دار ابن کثیر.

ابن قتیبة دینوری، أبو محمد عبدالله بن ‌مسلم (1992). المعارف، تحقیق: ثروت عکاشة، قاهرة: الهیئة المصریة العامة للکتاب، الطبعة الثانیة.

ابن ماکولا، علی بن ‌هبة ‌الله (بی‌تا). اکمال الکمال، بی‌جا: دار احیاء التراث العربی.

ابن مبارک، عبدالله (1411/1991). مسند ابن المبارک، تحقیق: د. مصطفی عثمان محمد، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن منظور، ابو الفضل جمال‌ الدین محمد بن ‌مکرم الافریقی المصری (1388/1968). لسان العرب، بیروت: دار صادر.

ابن هشام حمیری معافری، عبد الملک (بی‌تا). السیرة النبویة، تحقیق: مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: دار المعرفة.

ابو یعلی موصلی، احمد بن ‌علی (1408/1988). مسند ابی یعلی، تحقیق: حسین سلیم أسد، بی‌جا: دار المأمون للتراث.

بخاری، محمد بن‌ اسماعیل (بی‌تا الف). التاریخ الکبیر، دیاربکر: المکتبة الاسلامیة.

بخاری، محمد بن‌ اسماعیل (بی‌تا ب). کتاب الکنی جزء من التاریخ الکبیر، دیار بکر: المکتبة الاسلامیة.

بلاذری، أحمد بن‌ یحیی بن ‌جابر (1398/1978). انساب الأشراف، تحقیق: عبد العزیز الدوری، بیروت: جمعیة المستشرقین الألمانیة، ج4.

بلاذری، أحمد بن‌ یحیی بن ‌جابر (1959). انساب الأشراف، تحقیق: محمد حمید الله، مصر: دار المعارف، ج1.

جعفریان، رسول (1387). اطلس شیعه، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

جوهری بصری بغدادی، ابوبکر احمد بن ‌عبد العزیز (1413/1993). السقیفة والفدک، تحقیق: محمد هادی الأمینی، بیروت: شرکة الکتبی للطباعة والنشر، الطبعة الثانیة.

حاکم نیشابوری، محمد بن ‌عبدالله (بی‌تا). المستدرک، تحقیق: یوسف عبد الرحمان المرعشلی، بی‌جا: دار المعرفة.

خلیفة، أبو عمرو بن‌ خیاط بن ‌أبی ‌هبیرة لیثی عصفری (مشهور به شباب) (1415/1995). تاریخ خلیفة بن‌ خیاط، تحقیق: فواز، بیروت: دار الکتب العلمیة.

دارمی، عبدالله بن بهرام (1349). سنن الدارمی، دمشق: مطبعة الاعتدال.

الدوری، یحیی بن ‌معین (بی‌تا). تاریخ ابن معین، تحقیق: عبد الله احمد حسن، بیروت: دار القلم للطباعة والنشر والتوزیع.

ذهبی، شمس ‌الدین محمد بن ‌احمد (1413/1992 الف). الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة، تحقیق: محمد عوامة، أحمد محمد نمر الخطیب، بی‌جا: دار القبلة للثقافة الاسلامیة، مؤسسة علوم القرآن.

ذهبی، شمس ‌الدین محمد بن ‌احمد (1413/1992 ب). تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والأعلام، تحقیق: عمر عبد السلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، الطبعة الثانیة.

ذهبی، شمس ‌الدین محمد بن ‌احمد (1413/1992 ج). سیر أعلام النبلاء، تحقیق: إشراف و تخریج: شعیب الأرنؤوط و مأمون الصاغرجی، بیروت: مؤسسة الرسالة، الطبعة التاسعة.

رازی، عبد الرحمن بن ‌محمد بن‌ ابی ‌حاتم (1371/1952). الجرح والتعدیل، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412). مفردات الفاظ قرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت: دار القلم.

سمعانی، أبو سعید عبد الکریم بن ‌محمد بن ‌منصور تمیمی (1382/1962). الأنساب، تحقیق: عبد الرحمن بن‌ یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد: مجلس دائرة المعارف العثمانیة.

الشافعی، محمد بن ادریس (1403/1983). کتاب الأم، بی‌جا: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، الطبعة الثانیة.

صدوق، محمد بن ‌علی بن ‌حسین بن ‌بابویه قمی (1361). معانی الاخبار، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم: مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سوم.

صدوق، محمد بن ‌علی بن ‌حسین بن ‌بابویه قمی (1376). الامالی، تهران: کتابچی، الطبعة السادسة.

صنعانی، عبد الرزاق (بی‌تا). المصنف، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، بی‌جا: مجلس الاعلمی.

طبرانی، سلیمان بن ‌احمد (1415/1995). المعجم الاوسط، تحقیق: قسم التحقیق بدار الحرمین، بی‌جا: دار الحرمین للطباعة والنشر والتوزیع.

طبری، أبو جعفر محمد بن جریر (1387/1967). تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت: دار التراث، الطبعة الثانیة.

طریحی، فخر الدین بن ‌محمد (1408). مجمع البحرین، تحقیق: السید أحمد الحسینی، بی‌جا: مکتب النشر الثقافة الاسلامیة، الطبعة الثانیة.

طوسی، ابو جعفر محمد بن‌ حسن (1430/1388). رجال الطوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

عجلی کوفی، ابوالحسن احمد بن‌ عبدالله بن ‌صالح (1405). معرفة الثقات، مدینة منورة: مکتبة الدار.

عسقلانی، احمد بن ‌علی بن ‌حجر (1404/1984). تهذیب التهذیب، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع.

عسقلانی، احمد بن ‌علی بن ‌حجر (1415/1995). الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة.

عقیلی، محمد بن ‌عمرو (1418). الضعفاء الکبیر، تحقیق: الدکتور عبد المعطی أمین قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعة الثانیة.

فراهیدی، خلیل بن ‌احمد (1363/1405). العین، تحقیق: مهدی مخزومی، ابراهیم سامرایی، قم: دار الهجرة.

قاضی ابرقوه همدانی، رفیع‌ الدین اسحاق بن ‌محمد (1377)‌. سیرت رسول الله (ص)، تحقیق: اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی، چاپ سوم.

قرطبی، محمد بن ‌احمد (بی‌تا). تفسیر قرطبی، تحقیق و تصحیح: أحمد عبد العلیم البردونی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

کحالة، عمر (1388/1968). معجم قبائل العرب، بیروت: دار الملایین، الطبعة الثانیة.

کوفی، محمد بن ‌سلیمان (1412). مناقب الامام امیرالمؤمنین (ع)، تحقیق: شیخ محمد باقر محمودی، قم: جمع إحیاء الثقافة الاسلامیة.

مالک بن ‌انس (بی‌تا). المدونة الکبری، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

مغربی، قاضی نعمان (1409). شرح الأخبار، تحقیق: سید محمد حسینی جلالی، قم: مؤسسة نشر اسلامی وابسته به جماعة مدرسین حوزه علمیه قم.

مفید، محمد بن ‌محمد بن ‌نعمان (1413 الف). الامالی، قم: کنگره جهانی هزاره شیخ مفید.

مفید، محمد بن ‌محمد بن ‌نعمان (1413 ب). الجمل، قم: کنگره جهانی هزاره شیخ مفید.

مفید، محمد بن ‌محمد بن ‌نعمان (1414). الارشاد، بیروت: دار المفید للطباعة والنشر
والتوزیع.

منقری، نصر بن ‌مزاحم (1382). وقعة صفین، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قاهرة: المؤسسة العربیة الحدیثة (افست: قم، منشورات کتاب‌خانه مرعشی نجفی، 1404)، الطبعة الثانیة.

یعقوبی، احمد بن ‌ابی یعقوب (1422). البلدان، بیروت: دار الکتب العلمیة.

The Encyclopeadia of Islam (1986). Leiden: E. J. Brill.